بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است: گل زیبای نرگس.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها، حضرت مهـدی مـوعـود(عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبریك و تهنیت باد.
بگذار تا به لهجه باران بخوانمت مانند عشق از دل و از جان بخوانمت
تا کوهها صدای مرا منتشر کنند همراه بادهای پریشان بخوانمت
چشمم سفید گشت و تو از ره نی یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت
بگذار تا به یمن ظهورت، بهار بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت
آهنگ التهاب سراب است در دلم بگذار تا به لهجه باران بخوانم
مهر و محبّت نسبت به شيعيان
از ويژگيهاي مهم حضرت ولي عصر ـ عليه السّلام ـ محبّت او نسبت به مؤمنين است كه اخبار و روايات زيادي بر اين مطلب دلالت دارند، كه عبارتند از:
۱. رواياتي كه دلالت ميكنند، امام نسبت به مؤمنين به منزله پدري مهربان و شفيق بلكه مهربانتر از پدر هست.
۲. اخباري كه دلالت دارد بر اينكه شيعيان به منزلة برگهايي براي درخت امامت هستند.
۳. رواياتي كه دلالت دارد بر اينكه امام ـ عليه السّلام ـ به خاطر حزن شيعيانش محزون در بيماري و مصائب آنها ناراحت و غمگين ميگردد.
۴. احاديثي كه ميگويد: امام ـ عليه السّلام ـ براي شيعيان و دوستدارانش دعا ميكند.
۵. رواياتي كه ميگويد: امام ـ عليه السّلام ـ در تشييع جنازه مؤمن حاضر ميشود.
۶.و بالاخره احاديثي كه بيان ميدارند، امام ـ عليه السّلام ـ به فرياد دوستدارانش ميرسد و در گرفتاري و هنگام وفات آنان ميگريد. و البته اين بديهي است كه شيعيان آن حضرت هم بايد نسبت به او محبت ورزند وآنهم محبتي بر اساس عرفان و معرفت و مهمتر از همه برای سلامتی امام و فرج ایشان دعا کنند ...
اعمال عید : این روز، روز عید و جشن و شادی بزرگ برای مؤمنان به مناسبت به امامت و خلافت رسیدن صاحب الزمان (ع) است. لذا اعمال زیر در این روز پسندیده است.
گشاده دستی و فراوانی برای خانواده و اطعام به دوستان و ایجاد فرح و شادی در بین آنان.
شکر و عبادت خداوند متعال
و دوازدهمين پيشواي معصوم شيعيان است در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمري در شهر سامّراء متولّد گرديد. او همنام پيامبر اسلام و هم كنيه او ميباشد. ولي پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلي او نهي فرمودهاند.
القاب آن بزرگوار عبارت است از:
حجّت، قائم، خلف صالح، صاحب الزّمان، بقيّة الله و مشهورترين آنها مهدي است.
پدر بزرگوارش پيشواي يازدهم امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ است و مادر والا مقامش بانوي گرامي نرجس خاتون است كه از او به ريحانه و سوسن هم ياد شده است.
ميزان فضيلت و معنويت نرجس خاتون به حدّيست كه حكيمه خواهر امام هادي ـ عليه السّلام ـ كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت بود او را سرآمد و سرور خاندان خويش و خود را خدمتگذار وي ناميد.
آري مهدي ـ عليه السّلام ـ از چنين مادري والامقام در شهر سامراء در خاندان عصمت و طهارت و در دودمان امامت ديده به جهان گشود. او چون پدران بزرگوارش پاك و پاكيزه، نظيف، و ختنه شده به دنيا آمد و آنگاه با هفت عضو به سجده افتاد و خداي را سجده نمود.
و اين لحظة پر شكوه در پگاه روز جمعه پانزدهم شعبان المعظّم ۲۵۵ هجري قمري اتّفاق افتاد. او پيش از آفتاب ديده به جهان گشود كه هميشه آفتاب را پشت سر نهد

سر خوش آن عیدی که آن بانی نور از کنار کعبه بنماید ظهور
قلب ها را مهر هم عهدی زند از حرم بانگ اناالمهدی زند
ارزش انتظار در اسلام
بشر در زندگي اجتماعي و فردي مرهون نعمت انتظار است و اگر از انتظار بيرون رود و اميدي به آينده نداشته باشد، زندگي برايش مفهومي نخواهد داشت و بي هدف و بي مقصد ميگردد.
حركت و انتظار در كنار هم ميباشند و از هم جدا نميشوند و انتظار علّت حركت و تحرك بخش است.
آنچه مورد انتظار است، هر چه مقدستر و عاليتر باشد، انتظارش نيز ارزندهتر و مقدستر خواهد بود و ارزش مردم را از انتظاري كه دارند ميتوان شناخت.
يكي انتظار ميبرد، پايان سال شود و رتبهاي بگيرد،ديگري در انتظار است سال تحصيلي تمام شود، گواهي نامه تحصيلي و يا مدركي به دست آورد و بتواند خدمت ارزندهاي به جامعه نموده باشد .يكي منتظر است وضعش در زندگي سر و سامان گيرد تا بتواند تشكيل خانواده دهد و همسر اختيار كند و از تجرد و تنهايي رهايي يابد. یکی منتظر شفای بیماری و بازیافتن سلامتی خویش است و دیگری منتظر رسیدن به خلوص نیت و رضای پروردگار خویش است ...
در هر حال همه اقشار منتظرند، (قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا) اگر انتظار در اين دنيا كه عالم تدريج و تدرّج و تأثير و تأثر و فعل و انفعال و گذشت زمان است از بشر گرفته شود ديگر ادامه حيات برايش لذتي ندارد.
انتظار است كه زندگي را لذت بخش و با روح ميسازد و شخص را به زندگي علاقهمند مينمايد.
اسلام و انتظار
اسلام كه تعليمات و هدايتهايش بر اساس فلسفههاي عميق و صحيح اجتماعي و واقعي قرار دارد، اصل انتظار و نگاه به سوي آينده را پشتوانه بقاء جامعه مسلمانان و محرك احساسات و مهيّج روح فعاليت و اقدام قرار داده است و انتظار آينده بهتر و عصر فتح و گشايش و فرج را فاضلترين اعمال شمرده است.
انتظار جامعه شيعه
بر اين اساس مسلمانان و به ويژه شيعه منتظر است، منتظر است ظهور آن رهبري را كه قرآن و روايات معتبر وعدة ظهورش را دادهاند تا آئين توحيدي اسلام را در شرق و غرب جهان گسترش دهد، و امت واحد و حكومت واحد و قانون واحد و نظام واحد، تمام افراد بشر را متّحد و همصدا و همقدم و بهم پيوسته سازد. اين انتظار، لفظ نيست، گفتن نيست، عمل است، حركت است، نهضت صبر و شكيبائي و مبارزه است.
نيمه شعبان عيد انتظار و عيد نور، و عيد آماده شدن براي چالش های بيشتر و سختتر و جشن و چراغاني آن اعلان نشاط و آگاهي و روشني ضمير و توجه منتظران و نمايش شادمانيها و زوال تاريكيها در جامعه جهاني اسلام است. اين جشنها و چراغانيها بايد اعلان وفاداري به اسلام ابراز علاقة به قرآن و مطالبة حقوق و همصدائي و اتفاق و اتّحاد باشد.[انتظار عامل مقاومت و حركت]
و ما منتظران ظهور نيز كه افتخار انتظار آن كعبه موعود و قبله مقصود را داريم همواره اين شرف و افتخار را خواهيم داشت كه به فرمان رسول اكرم و امامان معصوم وفادار بوده در انتظار فرا رسيدن روز موعود دقيقه شماري خواهيم نمود و آرزومنديم از كساني باشيم كه حضرت بقية الله ـ عليه السّلام ـ در توقيع شريفش خطاب به مرحوم شيخ مفيد (ره) مينويسد:
«انّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم ولو لا ذلك لاصطلمتكم اللأواه و احاطت بكم الاعداء».
ما شما را رها نكرده و يادتان را از خاطر نبردهايم و اگر توجهات ما نبود بلاها بر شماها فرود آمده، دشمنان شما را پايمال ميكردند.[احتجاج طبرسي] و اينك اي امام غائب از نظر از خداوند ميخواهيم كه در فرج و ظهور تو تعجيل نمايد، و آن روز موعود را هر چه زودتر برساند، زيرا فرج ما و فرج همه جهانیان به ظهور تو وابسته است.
چند سطری از سر شرم
تو همان آرزوی دیرینی
مثل باغ خیال و... رنگینی
مثل خواب کنار صحن حرم...
بعدِ یک روز تلخ، شیرینی
پیش ازین، در خیال من این بود:
هستی... اما مرا نمیبینی
شانهام- ای جداییات دشوار!-
خو نکرده به بار سنگینی
از غیاب تو حاضر است، حضور
مثل شببوی پشت پَرچینی
از همه،«یک نفر» نمیارزد
بیهمه ماندهای و چندینی
یاد تو، روحبخش قلب همهست
از همه خستهای و غمگینی.

اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ،
وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ،
واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ
فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ،
فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ،
یامُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ
اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ،
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ،
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی،
السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل،
یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ.
