السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)

السلام علیک یا حضرت عباس (ع) 

 

  

۱.چه کسی برای ابا عبدالله گریه میکند؟

هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم شهادت امام حسين عليه السلام و ساير مصيبت هاى او را به دختر خود، خبر داد؛ فاطمه عليهاالسلام سخت گريه نمود و عرض كرد:
- پدر جان ! اين گرفتارى چه زمانى رخ مى دهد؟
 رسول خدا فرمود:
- زمانى كه من و تو و على در دنيا نباشيم .
 آن گاه گريه فاطمه شديدتر شد. عرض كرد:
- چه كسى بر حسينم گريه مى كند، و به عزادارى او قيام مى نمايد؟
 پيامبر فرمود:
- فاطمه ! زنان و مردان امتم  ، بر زنان و مردان اهل بيتم  گريه مى كنند و در هر سال ، عزادارى او را تجديد مى كنند. روز قيامت كه فرا رسد، تو براى زنان شفاعت مى كنى و من براى مردان ، و هر كه بر گرفتارى حسين گريه كند، دست او را مى گيريم و داخل بهشت مى كنيم . فاطمه جان ! تمام چشم ها روز قيامت هراسان است ، مگر چشمى كه بر مصيبت حسينم هراسان و گریان بوده! 
 

 

۲.کسي که از ترس دوزخ و اميد بهشت عبادت کند؛ خود را پرستيده است
 

مفسر بزرگ قرآن کريم، علامه طباطبايي(ره) در تفسير گرانقدر الميزان درباره ويژگي هاي عبادت مي فرمايد: «...عبادت وقتى حقيقتا عبادت است که عبد عابد در عبادتش خلوص داشته باشد، عبادت وقتى تمام و کامل مي شود که به غير خدا به کسى ديگر مشغول نباشد، و در عملش شريکى براى سبحان نتراشد، و دلش در حال عبادت بسته و متعلق به جايى نباشد، نه به اميدى، و نه ترسى، حتى نه اميد به بهشتى، و نه ترس از دوزخى، که در اين صورت عبادتش خالص، و براى خداست، به خلاف اين که عبادتش به منظور کسب بهشت و دفع عذاب باشد، که در اين صورت خودش را پرستيده، نه خدا را. و همچنين عبادت وقتى تمام و کامل مي شود که به خودش هم مشغول نباشد که اشتغال به نفس، منافى با مقام عبوديت است، عبوديت کجا و منم زدن و استکبار کجا؟ و گويا علت آمدن پرستش و استعانت به صيغه متکلم مع الغير (ما تو را مى پرستيم و از تو يارى مي جوييم) همين دورى از منم زدن و استکبار بوده باشد، و مي خواهد به همين نکته اشاره کند که گفتيم مقام عبوديت با خود ديدن منافات دارد، لذا بنده خدا عبادت خود و همه بندگان ديگر را در نظر گرفته مي گويد: ما تو را مى پرستيم، چون همين مقدار هم در ذم نفس و دور افکندن تعينات و تشخصات اثر دارد.»تفسير الميزان جلد

 

۳.بصیرت حضرت ابوالفضل العباس (ع)

امام صادق علیه السلام درباره بینش و بصیرت حضرت ابوالفضل العباس می فرماید: کان عمنا العباس نافذ البصیرة سلب الایمان جاهد مع ابی عبدالله الحسین و أبلی ببلاء حسن و مضی شهیدا
بصیرت نور دل است همان طور که بصر نور چشم است کسی که بصیرت دارد به هر چه نگاه کند همان طور که است می بیند .
 
 
معنای بصیرت در دین و  اهمیت ولی و امام شناسی

پنج تعریف از حضرت ابوالفضل العباس از زبان امام صادق نقل شده که اول نافذ البصیرة ( بصیرت عمیق و دقیق ) وبعد هم همراهی با امام که از معرفت و امام شناسی حضرت بوده. کلمه بصر نوری است که بر روی پرده چشم قرار می گیرد مثل اینکه می گوییم نور چشم زیاد شود . عین وسیله دیدن است و بصر خود دیدن است دو مقوله جدا از هم هستند . اما خداوند در قلب انسان دو چشم دیگر قرار داده که اگر باز شوند انسان صاحب بصیرت می شود _لهم أعین لا یبصرون بها_ خیلی جالب است بدانید یکی از اصحاب نابینای امام صادق ملقب بود به ابابصیر ، او بصر ندارد ولی بصیرت دارد ، در قرآن داریم در مورد پیامبر ( قل هذه سبیلی أدعوا الی الله علی بصیرة أنا و من التبعنی ) پیامبر بگو خیال نکنید من چیزی که شنیده ام به شما می گویم نه من چیزی که دیده ام به شما می گویم ، حضرت رسول بصیرت به یوم البعث داشتند ، اهل برزخ نبودند بلکه اهل قیامت بودند .
بصیرت نوری است که در دل وارد می شود و صاحبان بصیرت با نور عالم غیب را شهود می کنند _ عالم الغیب و الشهادة _ عالم را آنچنان که هست می بینند و حقایق را می بینند . یکی از بزرگواران صاحب بصیرت که خدا رحمت کند ایشان را می فرمود من هر لباسی برای هر کسی بدوزم تا آخر اندازه است، چون واقعیت را می بیند .
کلمه نفوذ به معنای دقیق شدن در یک موضوع ، حالا اگر با بصیرت همراه شود یعنی نه تنها عالم غیب را می بینند بلکه تمام ریزه کاریها را در او دقیق است و خبر دار است ، حضرت ابوالفضل وقتی چشم به کسی می انداختند غیب او را می دیدند .
از امام کاظم نقل شده بروید در دین فقیه شوید چون آن مفتاح بصیرت است ، فقیه یعنی کسی که به کهن دین راه پیدا کند ، فقیه یعنی کسی که عارف به حق اهل بیت باشد ، پس حضرت ابوالفضل کاملا در دین فقیه هم بوده اند ، السلام علیک یا دین الله را در زیارات می خوانیم پس دین یعنی همان امام ، پس اگر کسی بخواهد دین شناس شود باید امام شناس شود .
خدای بزرگ یک اسماء دارند و یک اسماءالحسنی که اسماء فقط لفظ هستند ولی اسماءالحسنی به صورت تکوینی و قابل مشاهده هستند و امام علیه السلام می فرماید ما اسماءالحسنی هستیم ، پس هر کس که میخواهد نافذ البصیرة شود باید این اسم اعظم را بشناسد ، امام معصوم در هر زمان اسم اعظم است ، اسمی که باب الله است ، حضرت عباس به این خاطر نافذ البصیره است چون عارف به حق ابا عبد الله الحسین است ، اگر در زمان ما هم کسی بخواد نافذ البصیره شود باید عارف به امام زمان شود و اصلا اینکه ما اینقدر روی حضرت ابوالفضل تأکید می کنیم به این خاطر است که ما یاد بگیریم ولی شناسی و امام زمان شناسی را از ایشان .
غیب عالم وجود هم حجت الله است .


 
۴.عاشورا از زبان علما

استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله درباره امام حسین علیه السلام می نویسند: امام حسین علیه السلام به واسطه شخصیّت عالی قدرش، و به واسطه شهادت قهرمانانه اش، مالک قلب ها و احساسات صدها میلیون انسان است.

علامه سیدمحسن امین

علامّه سیدمحسن امین، از صاحب نظران بزرگ متأخر (1284 ـ 1372 ق)، با بررسی موقعیّت امام حسین علیه السلام به این نتیجه می رسد که تنها راهی که می توانست اسلام را از رکود و نابودی نجات دهد، اقدام به قیام و استقبال از شهادت بوده است. وی در این باره می نویسد.

«به هر حال شهادت امام حسین علیه السلام ... به عنوان وسیله ای برای جاودان نگه داشتن مکتب و محکوم ساختن دشمن تنها راه حلّ منطقی عاقلانه ای بود که با توجّه به مشکلات موجود از انجام دادن آن گریزی نبود و جز آن راه دیگری وجود نداشت.

با این بیان روشن می شود که چگونه امام حسین علیه السلام با فدا کردن جان خود و خاندان و فرزندان عزیزش دین جد خویش رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم را پاسداری کرد و شک نیست که جز با شهادت امام حسین علیه السلام هرگز پایه های حکومتی بنی امیه متزلزل نمی شد».

شهید مطهری

استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله درباره امام حسین علیه السلام می نویسند: «امام حسین علیه السلام به واسطه شخصیّت عالی قدرش، [و] به واسطه شهادت قهرمانانه اش، مالک قلب ها و احساسات صدها میلیون انسان است.

اگر رهبران مذهبی بتوانند از این مخزن عظیم در جهت شکل دادن و هم رنگ کردن و هم احساس کردن روح ها با روح عظیم حسینی بهره برداری صحیح کنند، جهان اصلاح خواهد شد».

استاد مطهری هم چنین می گویند: «می گویم حادثه کربلا، نمی گویم قیام؛ چون بیش از قیام است. نمی گویم نهضت؛ چون بیش از نهضت است. حادثه کربلا راز دیگری دارد که اساسا خود این حادثه، تمام حادثه، تجسم اسلام است، در همه ابعاد و جنبه ها... همه اصول جنبه های اسلامی عملاً در این حادثه تجسّم پیدا کرده است.

اسلام است در جریان، در عمل و در مرحله تحقّق... امام حسین علیه السلام شخصیّت حماسی نیست او سرور انسانیت است. به همین دلیل نظیر ندارد... شهادت او حیات تازه ای در عالم اسلام دمید. بعد از شهادتش رونقی در اسلام پیدا شد. او با حرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده کرد و به اجتماع اسلامی شخصیت داد».

سیدبن طاووس

سیدبن طاووس (متوفی 664 ه.ق) از کسانی است که به عاشورا و نهضت بی نظیر امام حسین علیه السلام از منظر عرفان نگاه کرده است. وی در این باره می نویسد: «عبادت خدای تعالی، با کشته شدن در راه خدا از مهم ترین وسایلی است که شخص را به درجات سعادت و نیک بختی می رساند.

این گونه مرگ برای اولیای الهی وسیله ای جهت رسیدن به حقّ و آرمیدن در جوار او و وصال به حضرت باری است... آنها چون بینند زندگی دنیا مانع نیل به قرب الهی است حلقه بر درهای دیدار می کوبند و از این که در راه رسیدن به این رستگاری تا سرحدّ جان بازی فداکاری می کنند و خود را در معرض خطر شمشیرها و نیزه ها قرار می دهند، لذت می برند مرغِ جانِ مردانِ صحنه کربلا در اوج چنین شرافتی به پرواز در آمد که برای جان بازی از یکدیگر پیشی می گرفتند و جان هایشان را در برابر نیزه ها و شمشیرها به یغما می دادند».

استاد سیدجعفر شهیدی

استاد سیّد جعفر شهیدی بر مبنای اسناد تاریخی به تجزیه و تحلیل نهضت عاشورا می پردازند. وی در این باره می نویسد:

«باید گفت به علّت عدم دخول ایمان در دل بنی امیّه و به تبع تبلیغات آنان ایمان سایر مؤمنان نیز متزلزل شد و با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دوباره به عقاید پیشین خود بازگشتند.

اینان پیش از آن که مسلمان باشند می خواستند در سازمان تازه، مقامی را که جویای آن بودند به دست آورند. حسین علیه السلام به عنوان وارث حقیقی محمّد صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام چگونه می توانست دین را هم در عرصه فردی و هم در عرصه اجتماعی منسوخ شده ببیند و دم بر نیاورد؟

او هرگز نمی توانست دین را و هم مردمی را که نیازمند رهبری او هستند رها کند. این مردم با نامه های بسیاری که برای او فرستاده بودند حجّت را بر او تمام کردند. به هر حال حسین علی علیه السلام با مشاهده چنین وضعی دست به قیام زد؛ چون نمی توانست در برابر احیای بدعت ها و میراندن سنت ها ساکت و صامت باشد».

استاد محمدتقی مصباح یزدی

استاد محمدتقی مصباح یزدی معتقد است: حادثه عاشورا، حادثه عظیمی در تاریخ اسلام بوده و نقش تعیین کننده ای در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدایت مردم داشته است. این حادثه در نظر ما بسیار ارزشمند است. لذا بزرگداشت و بازسازی این حادثه و به خاطر آوردن آن موجب می گردد تا بتوانیم از برکات آن در جامعه امروز نیز استفاده کنیم...

اگر بخواهیم راه حسین علیه السلام را ادامه دهیم، باید عملاً در همین مسیر حرکت کنیم، به آرزوهای دنیا دل نبندیم، فریب این زرد و سرخ ها (طلا و نقره) را نخوریم و مرگ در راه خدا را حفظ کنیم.

این درسی بود که ابی عبداللّه علیه السلام به ما داد. آن چه دوست و دشمن بر آ ن اتفاق دارند این است که داستان کربلا اگر در عالم انسانیت داستان منحصر به فردی نباشد، از وقایع بسیار کم نظیر است.

البته ما بر اساس آنچه از ائمه اطهار دریافت داشته ایم این را داستان منحصر به فردی می دانیم و معتقدیم که نظیر آن در گذشته نبوده و در آینده هم نخواهد بود.

آیت اللّه صافی گلپایگانی

آیة اللّه صافی گلپایگانی معتقد است: حادثه عاشورا واقعه ای است که دل های ارباب ایمان و عشاق فضیلت و حقیقت در برابر آن به خاک تعظیم افتاد و... آنها را از ظلمات سرگردانی نجات داد.

کاری که حسین علیه السلام کرد یک کار عادی که مانند آن را تاریخ نشان دهد نبود؛ بلکه قیامی بی سابقه و خدایی بود که جوامع عالم جبروت و ساکنان صوامع ملکوت و ملأ اعلی آن را بزرگ ترین تجلی کمال مقام انسانی دانستند و قهرمانان فضیلت بشری و صاحبان عقول کامله و واصلان حقایق عالیه و پیغمبران اولوالعزم و اولیای عالی قدر و شهدایِ راه صلاح و هدایت آن را نمونه ممتاز و منحصر به فرد نمایش قدرت اراده، قوّت عزم، ثباتِ ایمان، فداکاری و شجاعت شمردند.

دکتر علی قائمی

دکتر علی قائمی می نویسد: «قیام حسین بن علی علیه السلام از نوادر وقایعی است که در جهان بشریت رخ داده و همه اذهان را متوجه خود ساخته است. هیچ قیامی در تاریخ جهان نتوانست این همه آثار و پیامد از خود به جای گذارد...

داستان قیام امام حسین علیه السلام داستان ظهور عالی ترین تجلیّات روحی و معنوی انسان است و تحقیر و کوچک شمردن همه مظاهر لذّات مادی به خاطر معنویت عملی بود خالصانه و صرفا برای کسب رضای خدا؛ و این خلوص کار خود را کرد و اثر خود را بخشید و چیزی را که جامعه اسلامی فاقد آن بود به جامعه داد.

اهمیّت واقعه کربلا در این است که حقانیّت اسلام را روشن کرد و حیات و بقای این آیین الهی را تضمین نمود و به همین خاطر گفته اند الاسلام نبویّ الحدُوث و حُسینی البقاء».

 
۵.عاشورا و انتظار در یک نگاه

جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك‌ دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرائط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان، گاه در قیام سرخ، گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند (خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا(1))، هدف واحدی را نیز دنبال مى‌کنند.

حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم السلام بود که هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد.

لیكن در این میان، پیوستگى و ارتباط میان قیام امام حسین علیه السلام و انقلاب حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف، نمود بیشتری دارد. گویا نهضت نینوا، نهال و بذرى بود كه در روز عاشورا كاشته شد تا در گذر زمان، رشد کند و در عصر ظهور، به ثمر بنشیند. در عصری که همة پیامبران و امامان علیه السلام، در انتظار فرا رسیدن آن بوده‌اند؛ عصری که در آن، وعده‌هاى الهی بر حكومت جهانی حق و عدل(2)، تحقق می‌یابند و آیة استخلاف(3) عینیت پیدا می‌کند.

نمونه‌های پیوند عاشورا و انتظار

1. امام حسین علیه السلام به فرزندش، امام سجاد علیه السلام فرمود: «اى فرزندم! به خدا سوگند؛ خون من از جوشش نخواهد افتاد تا آن‌كه خداوند، مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف را برانگیزد و انتقام خونم را بگیرد(4)».

2. در دعاى ندبه و شرح غم هجران مهدى موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از میان صدها شهید عترت پیامبر صل الله علیه و آله، تنها از شهید كربلا، سخن به میان می‌آید.

«‌اى جهانیان! آگاه باشید و بدانید که من امام قائم و شمشیر انتقام‌گیرنده هستم. ‌اى اهل عالم! آگاه باشید كه جدم حسین علیه السلام را تشنه‌كام كشتند و عریان، روى زمین افكندند»

3. شعار قیام جهانى امام منتظَر و یارانش، «یا للثارات الحسین» خواهد بود.(5)

4. بیش از دویست روایت، به این مساله اشاره دارند که حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، فرزند و از نسل امام حسین علیه السلام است و خود این نکته، گویاى رمز عمیق این ارتباط است. از جمله، پیامبر صل الله علیه و آله در بیانى به فاطمة زهرا علیها السلام فرمود: «قسم به خدایى كه جز او معبودى نیست؛ مهدى این امت كه عیسى بن مریم، پشت سر او نماز مى‌خواند از ما مى‌باشد» و آن‌گاه با دست مبارك بر شانة امام حسین علیه السلام زد و سه مرتبه فرمود: «او از حسین علیه السلام است»(6). هم‌چنین آن حضرت، به سلمان و ام سلمه فرمود: «مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان حسین علیه السلام است؛ پس خوشا به حال آن‌كه از دوستان حسین علیه السلام باشد که به خدا قسم؛ شیعیان و پیروان او در روز قیامت، رستگارند(7)».

امام على علیه السلام نیز در خطاب با امام حسین علیه السلام می‌فرمایند: «‌اى حسین! نهمین فرزند تو، كسى است كه بر اساس حق، قیام می‌کند،دین را ظاهر و حاكم می‌‌نماید و عدالت را گسترش می‌دهد» و آن‌گاه که امام حسین علیه السلام از ایشان می‌پرسد: «آیا این امر واقع خواهد شد؟»، ادامه می‌دهند: «آری، قسم به خدایى كه محمد صل الله علیه و آله را به پیامبری برگزید و او نیز مرا بر همة آدمیان، مبعوث كرد. لیكن این امر، بعد از غیبت و دور‌ة حیرت خواهد بود»(8).

5.در آیات و روایات متعددى، حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان انتقام‌گیرندة قیام عاشورا و خون به ناحق‌ریختة امام حسین علیه السلام، معرفى شده است كه این مسأله، به وضوح رابطة تنگاتنگ انقلاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را با ماجرای كربلا بیان می‌کند.

به عنوان مثال، در تفسیر آیة «... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطانا...‌»(9)، روایاتی از پیامبر، امام علی و امام باقر علیهما السلام وارد شده است که مقتول را امام حسین علیه السلام و ولىّ او را امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، معرفی کرده‌اند.(10)

هم‌چنین در كلامى از امام صادق علیه السلام مى‌خوانیم: «بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، فرشتگان نالیدند و گریستند و گفتند: «خدایا! آیا قاتلین فرزند پیامبر صل الله علیه و آله و برگزیده‌ات را به حال خود وا مى‌گذارى؟» پس خداوند، سایة امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را بر آنان نمایاند و فرمود: "به وسیلة این قائم از ظالمین و قاتلین حسین علیه السلام، انتقام مى‌گیرم"»(11).

6. توصیه و سفارش به زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در شب میلاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، افضل اعمال آن شب و موجب آمرزش گناهان و ثواب فراوان مى‌باشد(12) و این، خود، پیوند دیگری میان این دو امام بزرگوار است.

«‌اى حسین! نهمین فرزند تو، كسى است كه بر اساس حق، قیام می‌کند،دین را ظاهر و حاكم می‌‌نماید و عدالت را گسترش می‌دهد» و آن‌گاه که امام حسین علیه السلام از ایشان می‌پرسد: «آیا این امر واقع خواهد شد؟»، ادامه می‌دهند: «آری، قسم به خدایى كه محمد صل الله علیه و آله را به پیامبری برگزید و او نیز مرا بر همة آدمیان، مبعوث كرد. لیكن این امر، بعد از غیبت و دور‌ة حیرت خواهد بود»

7و8. طبق احادیث وارده، قیام حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال فرد (مانند قیام عاشورا كه در سال 61 هـ ق واقع شد) و در روز عاشورا اتفاق خواهد افتاد. چنان که امام باقر علیه اسلام فرموده‌اند: «گویا مى‌بینم امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز عاشورا قیام نموده و بین ركن و مقام ایستاده و جبرئیل اعلام مى‌كند: البیعة لله(13)».

9. گویاتر از همه در پیوستگى این دو رخداد عظیم و بى‌نظیر تاریخ، كلام مولایمان حضرت بقیت الله (روحى و ارواح العالمین له الفداء) است که بعد از ظهور، بین ركن و مقام مى‌ایستد و ندا مى‌دهد: «‌اى جهانیان! آگاه باشید و بدانید که من امام قائم و شمشیر انتقام‌گیرنده هستم. ‌اى اهل عالم! آگاه باشید كه جدم حسین علیه السلام را تشنه‌كام كشتند و عریان، روى زمین افكندند»(14).

10. در زمان رجعت، که پس از ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به وقوع خواهد پیوست و اعتقاد به آن، جزء عقاید مسلّم دینى ماست، امام حسین علیه السلام، نخستین امامی خواهد بود كه به دنیا باز مى‌گردد و هم ایشان خواهند بود که امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را غسل و كفن نموده و به خاك مى‌سپارد.(15)

شواهد مذكور و موارد متعدد دیگر، گویاى پیوند و ارتباط عمیق میان قیام عاشورا و قیام جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه توجه به این حقیقت، رسالت و مسئولیت منتظران را در دوران غیبت، ترسیم می‌کند و یاران و اصحاب وفادار و فداكار امام حسین علیه السلام را به عنوان الگوی حسینى‌بودن و زینبى‌ماندن، به منتظران واقعى عرضه می‌نماید تا مبادا از ولایت و امام زمان خود باز بمانند و در شب تار غیبت آن خورشید عالم‌تاب، گرفتار گرداب گناه و توطئه‌هاى شیاطین درون و بیرون شوند؛ چرا كه آن امام و قیام را پاكبازانی مخلص، خدایى و عاشورایى مى‌طلبد.

پی نوشت:

1. فرازی از زیارت جامعة کبیره.

2. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ... » سورة توبه، آیة 33/ سورة صف، آیة 9/ سورة فتح، آیة 28.

3. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ ‏... »؛ سورة نور، آیة 55.

4. بحار الانوار، ج 45، ص‌299/ معجم احادیث المهدى، ج 3، ص‌182.

5. بحارالانوار، ج52، ص‌308 / نجم الثاقب، ص‌469.

6. بحارالانوار، ج 51، ص‌26.

7. بحار الانوار، ج 44، ص‌225.

8. اكمال الدین، ج 1، ص‌304؛ بحارالانوار، ج 51، ص‌110.

9. «و هر كس مظلوم كشته شود، براى وارثش تسلّطى بر قاتل قرار داده‏ایم»؛ سورة اسراء، آیة 33.

10. تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص163؛ تفسیر عیاشى، ج 2، ص‌210؛ الزام الناصب، ج2، ص‌200.

11. بحارالانوار، ج 5، ص‌868؛ نجم الثاقب، ج 2، ص‌65.

12. اثبات الهداة، ج 7، ص‌128؛ مفاتیح الجنان، ص‌391.

13. كشف الغمة، ج 3، ص‌291؛ بحارالانوار، ج 52، ص‌285.

14. الزام الناصب، 2، ص‌284.

15. بحارالانوار، ج 53، ص‌39؛ اثبات الهداة، ج 7، ص‌103.
 
 
 
 
 
 

 

۶.مثبت انديشي با تدبير منافاتي ندارد
 

گفتيم که شخصيت سالم، به واسطه تلقي ها و برداشت هاي مثبت خود، همواره از روحيه خوب، شاد و اميدواري برخوردار است. او چون هر واقعه اي را يک موهبت الهي مي داند و باور دارد که در هر آن چه واقع مي شود خيري نهفته است، هرگز شکست ها، ناکامي ها، محروميت ها و از دست دادن هاي ظاهري، اندوهگين و افسرده اش نمي سازد. شخصيت سالم به آينده و اطرافيان خود حسن ظن دارد و نسبت به آن ها خوش گمان است. اما متاسفانه همين مثبت انديشي و حسن ظن، گاهي نادرست معنا مي شود و اسباب دردسر و گرفتاري مي شود. شايد خود ما هم تجربه کرده باشيم که گاهي بدون دقت و تدبير لازم و به خيال خود با دل و ذهنيت پاک و مثبت خود، به کسي اعتماد کرده ايم و بعدها از ناحيه همان فرد، آسيب و زيان فراوان ديده ايم و جالب اين که در چنين شرايطي گاهي خدا و روزگار و زمين و زمان را زير سوال برده و گله کرده ايم ما که با نيت پاک و صفا و سادگي و اعتماد خود جلو آمده ايم چرا بايد با چنين رفتاري مواجه شويم و چنين بلايي سرمان بيايد. در صورتي که در اين جا بايد خود را ملامت کنيم که چرا شرط عقل را که تامل و تدبير است، رعايت نکرده ايم. دقت کنيم که مثبت انديشي هرگز به معناي اين نيست که به هرکس اعتماد کنيم و با هرکسي دوست باشیم يا اين که به هر پيشنهادي که به ما مي شود با توکل و خوش بيني!! پاسخ مثبت دهيم. اين تفکر هرگز صحيح نيست؛ به عنوان مثال، همان آموزه هاي ديني که به ما مي گويد به مردم گمان نيک ببريد و از بدگماني به ديگران بپرهيزيد، همان تعاليم آسماني  به ما در امر هر انتخابی ، توصيه به حسن ظن و سهل گيري مي کند، از ما مي خواهد که در اين انتخاب و تصميم، جانب احتياط را نيز رعايت و با فکر و تامل، دقت و مشورت و تحقيق و بررسي اقدام کنيم و مراقب باشيم که بر اساس هيجان و تمايل تصميم نگيريم. در واقع ما بايد به اطرافيان خود و آن چه با آن در زندگي خود مواجه مي شويم از ابتدا تا به آخر، حسن ظن داشته باشيم و مثبت فکر کنيم ولي در تمام اين مسير از دقت و تدبير، غفلت نکنيم. يادمان باشد همان طور که مثبت انديشي، يک وظيفه و ويژگي يک شخصيت سالم است، تدبير نيز چنين است.

 

۷.زيارت عاشورا


السَّلام عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ أمِيرِ المُؤْمِنينَ ، وَابْنَ سَيِّدِ الوَصِيِّينَ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزّهراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ العالَمِينَ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللهِ وابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ المَوْتُورَ ، السَّلام عَلَيْكَ وَعَلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّي جَميعاً سَلامُ اللهِ أبَداً ما بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ.

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ ، وجَلّتْ وعَظُمَتْ المُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلَى جَمِيعِ أهْلِ الإسلام ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أهْلِ السَّمَوَاتِ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسَّسَتْ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَيْكُمْ أهْلَ البَيْتِ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَأزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتِي رَتَّبَكُمُ اللهُ فِيها ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَلَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتالِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ أشْياعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ وَأوْلِيائِهِمْ.

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ إلى يَوْمِ القِيامَةِ ، وَلَعَنَ اللهُ آل زِيَاد وَآلَ مَرْوانَ ، وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيَّةَ قاطِبَةً ، وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْد ، وَلَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسْرَجَتْ وَألْجَمَتْ  وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِأبِي أنْتَ وَاُمِّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابِي بِكَ ، فَأسْالُ اللهَ الّذِي أكْرَمَ مَقامَكَ ، وَأكْرَمَنِي بِكَ ، أنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ إمام مَنْصُور مِنْ أهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ.

اللهمّ اجْعَلْني عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالحُسَيْنِ عَلَيهِ السَّلام فِي الدُّنْيا وَالآخِرَة .

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّي أتَقَرَّبُ إلى الله  وَإلَى رَسُولِهِ ، وَإلى أمِيرِ المُؤْمِنينَ ، وَإلَى فاطِمَةَ ، وإلى الحَسَنِ وَإلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَنَصبَ لَكَ الحَربَ ، وبالْبَرَاءةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَيْكُمْ ، وَعلى أشياعِكُم وَأبْرَأُ إلى اللهِ وَإلى رَسُولِهِ وَبِالبراءِةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ ذلِكَ ، وَبَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ ، وَجَرَى في ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعَلَى أشْياعِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَأتَقَرَّبُّ إلى اللهِ  ثُمَّ إلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُم وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أعْدائِكُمْ ،وَالنَّاصِبِينَ لَكُم الحَرْبَ ، وَبِالبَرَاءَةِ مِنْ أشْياعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ ،  إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ، وَوَلِيٌّ لِمَنْ والاكُمْ ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ ، فَأسْألُ اللهَ الّذِي أكْرَمَني بِمَعْرِفَتِكُمْ ، وَمَعْرِفَةِ أوْلِيائِكُمْ ، وَرَزَقَني البَراءَةَ مِنْ أعْدائِكُمْ ، أنْ يَجْعَلَني مَعَكُمْ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ، وَأنْ يُثَبِّتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْق في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ ، وَأسْألُهُ أنْ يُبَلِّغَنِي الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ ، وَأنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي كم مَعَ إمَام هْدِيٍّ ظَاهِر نَاطِق بالحقِّ مِنْكُمْ ، وَأسْألُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّأنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أنْ يُعْطِيَنِي بِمُصابِي بِكُمْ أفْضَلَ ما يُعْطِي مصاباً بِمُصِيبَتِهِ ،  مُصِيبَة مَا أعْظَمَها وَأعْظَمَ رَزِيّتهَا فِي الإسلام وَفِي جَمِيعِ أهلِ السَّموَاتِ وَالارْضِ.

اللهُمَّ اجْعَلْني في مَقامِي هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.

اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَمَماتي مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد.

اللهُمَّ إنَّ هَذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ الاكْبادِ ، اللعِينُ بْنُ اللعِينِ عَلَى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ في كُلِّ مَوْطِن وَمَوْقِف وَقَفَ فِيهِ نَبيُّكَ ـ صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ ـ.

اللهُمَّ الْعَنْ أبَا سُفْيانَ وَمُعَاوِيَةَ وَيَزيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ وآلَ مَرْوَانَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللعْنَةُ أبَدَ الآبِدِينَ ، وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَاد وَآلُ مَرْوانَ  بِقَتْلِهِمُ الحُسَيْنَ  صلوات الله عليه ، اللهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللعْنَ  منك وَالعَذابَ الأليم.

اللهُمَّ إنِّي أتَقَرَّبُّ إلَيْكَ في هذَا اليَوْمِ ، وَفِي مَوْقِفِي هَذا ، وَأيَّامِ حَيَاتِي بِالبَرَاءَةِ مِنْهُمْ ، وَاللعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاةِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيِه وعَلَيْهِمُ السَّلام.

ثمّ يقول : اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِكَ ، اللهُمَّ الْعَنِ العِصابَةَ الَّتِي جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ  وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ. اللهُمَّ الْعَنْهم جَميعاً ( يقول ذلك مائة مرّة ).

ثمّ يقول : السَّلام عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِ اللهِ وَعلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ

آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ،  السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ .

ثمّ يقول : اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّي ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِي ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ يزِيَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبي سُفْيانَ وَآلَ زِيَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى يَوْمِ القِيامَةِ.

ثم تسجد وتقول : اللهمَّ لَكَ الحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرينَ لَكَ عَلَى مُصابِهِمْ ، الحَمْدُ للهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيّتي.

اللهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الحُسَيْن يَوْمَ الوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لي قَدَمَ صِدْق عِنْدَكَ مَعَ الحُسَيْنِ وَأصْحابِ الحُسَيْن الّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْن عَلَيْهِ السَّلام.

قال علقمة : قال أبو جعفر ( عليه السلام ) وإن استطعت أن تزوره في كل يوم بهذه الزيارة من دارك فافعل فلك ثواب جميع ذلك.