باور به نور است ، که  تیرگی ،از دل شب یلدا

جشن خورشید به ما هدیه میدهد

یلدا یتان مبارک 

 

شب یلدا برهمه ی پارسی زبانان مبارک

شب یلدا همیشه جاودانی است        زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است              نشان ازسنت ایرانیان است



 

جشن یلـــدا 

یلدا ، ولادت خورشید  است. ابوریحان بیرونی  این جشن را  «میلاد خورشید» دانسته‌است.ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان لختی بیاسایند.

 
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با تحول  زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

  

۱.جشن یلدا و آداب مرسوم در ایران

 

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان لختی بیاسایند.

. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود.  شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

استان آذربایجان (شرقی و غربی)

در خطهٔ   آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند .ماهی یا ... را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و پشمک و آجیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و دور همی شب را به صبح می رسانند. البتـــــــــه  بهترین سوژه شب یلدا ، حافظ خوانی و رجوع به استاد قلم و دل میباشد. 

استان اردبیل

در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و... از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.

استان مازندران

در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته می‌شود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان‌های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.

استان فارس

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

استان همدان

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

استان خراسان

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

استان گیلان و شمال

در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.

استان کرمان

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌ها تکه‌های چوب می‌آورد. آنها معتقدند که این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

استان قزوین

مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری را دارد .

 

۲.پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۳] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۴] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

  • «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۶]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل  که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد»  یا خورشید برگزار می‌شد.۷

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می‌نشستند. . روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود 

 

"خانواده ایران باستان در شب یلدا"

 

۳.تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

  • محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۸] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و دگرگونی زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال تحول زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۹] تاریخدانان، تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند. فرانت کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.
  • در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
  • در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

 

  • (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان)نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان  است.

منبع:

  1. حکیم زاده یلدا، .
  2. مرادی غیاث‌آبادی، جشن‌ها و گردهمایی‌ها،
  3. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  4. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  5. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  6. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  7. هاشم رضی، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
  8. religion:: History» The survival of Roman religion. InEncyclopædia Britannica. Retrieved December 12, 2008, from Encyclopædia Britannica Online
  9. کریسمس، در دانشنامه انکارتا

 

 

۴.اخلاق و نياكان ما

مردم ايران در طول ازمنه و ادوار گوناگون از دوران باستان تا به امروز همواره به اخلاق و ادب و مرعي كردن آن در زندگي خويش مقيد بوده‌اند، چه در دوران باستان و آموزه‌هاي ديني گذشتگان، توجه به راستي و درستي از اركان مهم ديني و عقيدتي بوده است. سروده‌هاي كهن كه قديمي‌ترين بخش اوستاست توجه ژرف و دقيقي به درستي شده و اساس و بنيان ديني خويش را بر همين امر قرار داده‌اند .نيز در دوران کهن ، نحوه سلوك ایرانیان با ملل مغلوب و تدوين منشور اخلاقي، حاكي از تعالي اخلاقي و منش جوانمردي در جوامع و مردمان ايران باستان بوده و نيز در ادوار بعدي تدوين پندنامه‌ها و نصايح اخلاقي مانند پندنامه بزرگمهر حكيم و... مويد توجه ايرانيان به مباني اخلاقي و ادب متعالي است.و اما برخی از اعراب .... آن زمان که محمد امین پیامبر شد جاهلیت او را ارج نداد و آزار بسیار به محمد (ع) داد و حتی بعد از ایمان به اسلام  نیز به دشمنی با پیامبر برخواست ....بی شک ظهور اسلام در میان مردمانی که غرق در جاهلیت بودند و رسمهایی همچون زنده به گور کردن دختران داشتند و ارایه اسلام ناب محمدی به وسیله بهترین و پاکترین مرد جهان و ایمان آوردن آن قوم نیز از بزرگترین نشانه های معجزه اسلام است .... آن زمان که پیش بینی‌های دشمنان پیامبر و جاهلیت که ادعا می کردند نسلی از آن حضرت محمد باقی نخواهد ماند(ارزشی برای دختر قائل نبودند)، اما به واسطه حضرت فاطمه(س)  فرزند رسول خدا، مظهر پاکی عالم و حضرت خدیجه اسوه نجابت و تواضع ، نسل پاکی به وجود آمد که منشاء تمام خوبیهای جهان شده... إِنَّــا أَعْطَيْنَــــاكَ الْــكَوْثَرَ ... ما به تو خیر وخوبی بی نهایت فراوانی را عطا کرده ایم... نسل دخترمطهرش فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) ... اللهم عجّل لولیک الفرج ... بعد از بعثت رسول اكرم(ص) و ظهور اسلام و نورانيت اين دين مبين با توجه به تعاليم قرآن و سيره حضرت رسول(ص) و جوانمردي و فتوت مولاي متقيان(ع) و يازده سلاله پاك حضرت، تاثير شگرفي در تكامل و تعالي تعاليم اخلاقي و ادب بندگي مردمان اين سرزمين گذاشت.تعاليم آسماني اسلام داراي مباني ژرف اخلاقي است و حسن خلق را از نشانه‌هاي مومن مي‌داند تا جايي كه احترام به پدر و مادر را كه از جمله اصول اساسي اخلاق اسلامي است بعد از ايمان به خدا مطرح مي‌نمايد: «لا تُشركوا بِهِ شيئاً و بِالوالدَينِ اِحساناً» و همچنين الگويي كه خداوند براي زندگي بشر تعيين مي‌فرمايد، بر پايه عظيم اخلاق استوار است، چنانچه قرآن کریم در وصف حضرت ختمي مرتبت(ص) مي‌فرمايد: «تو داراي اخلاق بسيار بزرگوانه‌اي هستي» (قلم /4) نيز خود حضرت در بياني مي‌فرمايند: «من براي مكارم اخلاق برگزيده شده‌ام»، كه همه اين موارد بيانگر توجه عميق در تعاليم اسلام به مباني اخلاقي است. از اين‌رو، ايرانيان كه مجذوب روحانيت اسلام گشتند، در ادوار بعدي با توجه به اين آموزه‌هاي ژرف و اخلاق متعالي الهي گون آثار شگرفي در جنبه‌هاي علمي و عملي از خود به يادگار نهادند كه تجلياتي از آن در زندگي عارفان، دانشمندان و عالمان مسلمان ايراني به عينه مشاهده مي‌شود.در ايران اسلامي، تعاليم اخلاقي چنان طرف توجه و اهميت قرار داشته كه حتي اگر زماني حاكمان جابر بر مردم مسلط مي‌شدند، وزيران، عالمان و دانشمندان وارسته دست به تدوين كتب اخلاقي زده تا اندكي اين حكام را متوجه و متنبه نمايند و به نوعي از فشار ايشان بر توده مردم بكاهند، براي نمونه كتاب سياست‌نامه خواجه نظام‌الملك يا اخلاق ناصري خواجه‌نصيرالدين‌ طوسي يا بوستان و گلستان شيخ اجل كه در اوان دوران تسلط مغول بر ايران تاليف شد و سرشار از مباني اخلاقي و پندهاي انساني است تا جامعه خمود زمان خويش را به پويايي وادارد و نيز اقدامات رشيدالدين فضل‌الله‌همداني و در دوران صفوي تاثيرات شيخ بهايي بر شاه عباس صفوي و در ادوار بعدي اقدامات امير كبير از اين دسته‌اند. اما جلوه و نمونه بارز ديگر از تجلي اين تفكر اخلاق محور را با توجه به تعليم اسلام مي‌توان در جرگه‌ها و حلقه‌هاي فتوت مشاهده كرد، فتيان در دوران اسلامي، تعاليم والاي اخلاقي را نصب‌العين خويش قرار داده و بشدت در زندگي مرعي كرده و تخلف از آن را گناه محسوب مي‌نمايند، براي نمونه يك جوانمرد مي‌بايد حق نمك را بداند و به جاي آورد، راستي پيشه كند، به عهد خويش تا دم مرگ وفادار باشد، از مظلوم در مقابل ظالم دفاع كند و... كه هريك از اين مباني جزو اصول والاي اخلاق اسلامي و ادب جوانمردي است و فتيان و جوانمردان ايراني با تمسك به اين اصول باعث ايجاد آثار و تحولات عميقي در جوامع روزگار خويش گشته و نقشي اخلاق محور و تاثيري شديد براخلاق فرهنگي و اجتماعي هم روزگاران خويش گذارده‌اند كه آثار و اثرات آن تا به امروز ساري و جاري است.

در كل مردمان ايران زمين در طول تاريخ با تمام فراز و نشيب‌هاي آن سعي كرده‌اند اخلاق الهي و مرام و ادب انساني را از ياد نبرده و  آن را مجري باشند و زندگي خويش را برمدار اخلاق انساني و الهي بگردانند..و اسلام در ایران  به برکت مردم کمال دوستش حفظ شد ....