شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام
او آمد تا شیفتگان عبادت و سالکان راه معرفت و خداشناسی را، از سرچشمه زلال توحید و عرفان ناب محمّدی سیراب سازد. پدرش امام حسین علیهالسلام به سبب علاقه فراوانی که به پدر بزرگوارشان، حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام داشتند، این نوزاد مبارک را «علی» نام نهادند.

نصیر اصفهانی :
خویش را از اهل دین خواندند آن بی دین گروه
وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانکه بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست جامه چه بدرانیم و چون خاییم دست
چون که ایشان خسرو دین بوده اند وقت شادی شد چو بشکستند بند
بر دل و دین خرابت گریه کن که نهی آگه بر این خاک کهن
۱.زندگینامه امام سجاد
خانواده
پدر ارجمند امام سجاد علیهالسلام حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام و مادر بزرگوارشان شهربانو، دختر آخرین پادشاه ساسانی، میباشد که پس از ولادت فرزندش با فاصلهای بسیار اندک جهان را بدرود گفت. حضرت زین العابدین در دو سال پایانی دوران حکومت جدّشان، حضرت علی علیهالسلام به دنیا آمدند. و همچنین در حدود ده سال از امامت عمویش حضرت مجتبی علیهالسلام و ده سال هم از دوران امامت پدر بزرگوارشان، را درک کردند که این امر سبب شد سه امام راستین به پرورش و تربیت او همت گمارند و دنیایی از فضایل اخلاقی و قداستها بپرورانند و این موقعیتی بود که برای کمتر پیشوایی واقع میشد.
سجّاد
امام باقر علیهالسلام میفرمایند: پدرم علی بن الحسین علیهالسلام هرگز نعمتی از خدا را یاد نمیکردند مگر آنکه برای شکر آن نعمت، خدا را سجده میکردند، ... و نیز هر گاه حق تعالی شرّی را از ایشان دفع میکرد که از آن بیم داشتند و یا مکر مکر کنندهای را دور میگرداند سجده مینمودند و همچنین بعد از فارغ شدن از نماز واجب و یا اصلاح میان دو کس برای شکر این توفیق سجده میکردند و در جمیع مواضع، سجود آن حضرت به چشم میخورد و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» میگفتند.
زینت پرستندگان
امام سجاد علیهالسلام در امر عبادت و مناجات با حضرت حق از همگان پیشی گرفته بود، چندان که مورد سوال و حتی اعتراض خاندان و یاران خویش قرار میگرفت.
امام علیهالسلام در هنگام ادای فریضه نماز، چنان خوف خدا سراسر وجودش را فرا میگرفت که تمام اعضای بدنش میلرزید و چون وارد نماز میشد چنان خشک و بیحرکت میایستاد که جز آنچه باد از لباسشان تکان میداد دیگر حرکتی از او مشاهده نمیشد. امام باقر علیهالسلام عبادت پدرش را چنین توصیف میکنند: «پدرم در نماز قیامی داشتند چون قیام بندهای ذلیل در پیشگاه سلطانی با شکوه و با هیبت، و نماز او چنان مینمود که نماز وداع است و گویی برای همیشه با آن خداحافظی میکند».
صدقات پنهانی
بسیاری از خانوادههای محروم و نیازمند مدینه، شبانگاه از لطف و بخشش مردی ناشناس بهرهمند میشدند که هرگز او را نشناختند مگر زمانی که علیبنالحسین علیهالسلام در گذشت. پس از آن بود که آن مرد ناشناس دیگر به سراغ آنان نیامد و دانستند آن امدادگر ناشناس، حضرت زین العابدین علیهالسلام است.
زُهَری یکی از معاصران امام علیهالسلام میگوید: «شبی سرد و بارانی، علیبنالحسین علیهالسلام را دیدم که آرد و هیزم بر پشت داشت و آن را برای فقیران میبرد. گفتم: ای پسر رسول خدا، این چیست؟ حضرت فرمودند: سفری در پیش دارم و توشه آن را آماده کردهام تا در جای امنی بگذارم. به امام گفتم: اجازه دهید من آن بار را حمل کنم؛ چراکه شأن شما بالاتر از این است، حضرت قبول نکردند و سپس فرمودند: من شأن خود را از حمل باری که در سفر از هلاک شدن نجاتم دهد و ورودم به مقصد را نیکو گرداند، برتر نمیدانم».
نشانههای شیعه
امام سجاد علیهالسلام در ضمن فرمایشاتی نشانههای شیعه بودن را این گونه بیان میفرمایند: «شیعیان ما، با آثار عبادت و نیز سادگی و بیآلایشی در زندگی شناخته میشوند. در چهرههای آنان آثار عبادت نمایان است... هنگامی که همه ساکت و خاموشند، آنان در تقدیس و تسبیح خدایند و آنگاه که همه خوابند، آنها به نماز و نیایش پروردگار میپردازند و آن وقت که دیگران در سرور و خوشیهای زودگذر غرق میشوند، آنان در فکر اندیشههای درخشان و اصیل انسانی به سر میبرند».
عفو و گذشت
روزی امام سجاد علیهالسلام از منزل خارج شد. مردی به او رسید و ناگهان شروع به ناسزا گفتن به امام کرد. همراهان امام خواستند، جوابش را بگویند، ولی آن حضرت فرمود: «رهایش کنید». سپس رو به آن مرد کرد و فرمود: «آیا حاجتی داری تا به تو کمک کنیم؟» آن مرد شرمنده شد و اظهار پشیمانی کرد و سرش را پایین انداخت. آنگاه امام دستور داد هزار درهم به او بدهند. آن مرد در حالی که برمیگشت میگفت: «گواهی میدهم که تو از فرزندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله هستی».
مناجات در کنار کعبه
اَصْمعی یکی از اصحاب امام سجاد میگوید: «در شبی مهتابی اطراف خانه خدا طواف میکردم. صدای زیبا و غم انگیزی گوش مرا نوازش داد. به دنبال صاحب صدا رفتم تا اینکه جوانی را دیدم که دست در پرده خانه کعبه افکنده و چنین مناجات میکند: ای پروردگار من، چشمهای بندگان در خواب فرو رفته و ستارگان آسمان یکی پس از دیگری سر به افق مغرب گذاشته و از دیدهها پنهان گردیده و تو خداوند زنده و قیّومی هستی که هرگز خواب تو را فرا نمیگیرد. در این دل شب پادشاهان درِ قصرهای خود را بسته و نگهبان گماردهاند و تنها دری که برای نیازمندان گشوده است درِ خانه توست و من اکنون، با تهی دستی به درگاه تو امید بستهام...». اَصمعی گوید: «آن قدر این جوان مناجات کرد که بیهوش شد و به روی زمین افتاد. چون نزدیک او رفتم و به دقت به صورتش خیره شدم، متوجه شدم او زین العابدین امام سجاد است».
پادشاهی عبدالملک
دوران امامت امام سجاد علیهالسلام بیشتر مصادف با دوره خلافت عبدالملک بن مروان بوده است. عبدالملک نخستین کسی بود که به صورت رسمی از فریضه امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری کرد. او پس از کشتن عبدالله زبیر در یک سخنرانی عمومی گفت: هر کس مرا به تقوا دعوت کند، او را گردن میزنم! و بدین وسیله مردم را به خفقانی عمیق دعوت نمود. او برای اختناق بیشتر به قتل و غارت مردم میپرداخت امام سجاد علیهالسلام در عصر حکومت عبدالملک در تنگنای فشارهای امنیتی، دوران سختی را میگذراندند.
احیای نهضت عاشور
از سیاستهای ثابت و همیشگی اهلبیت علیهماالسلام بعد از شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام احیای نهضت عاشورا بود؛ زیرا نهضت عاشورا تابلوی زیبا و پرافتخار غیرت دینی و شجاعت و ظلم ستیزی و عدالت خواهی است و امامان معصوم با احیای آن میخواستند این ارزشها را در جوامع مسلمان زنده نگه دارند. در اینباره امام سجاد علیهالسلام نقش به سزایی داشتند؛ چراکه در مدت 35 سال حیات پربرکتشان بعد از واقعه عاشورا، به روشهای مختلف نهضت عاشورای حسینی را در جامعه زنده میکردند که خود مبارزه شدیدی علیه دستگاه حاکم به شمار میرفت. برخی اقدامات امام سجاد علیهالسلام در این باره عبارت است از:
1. گریه مداوم بر سیدالشهداء علیهالسلام ؛
2. یادآوری وقایع عاشورا؛
3. توصیه حضرت به زیارت امام حسین علیهالسلام ؛
4. سجده بر تربت حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام و سفارش بدان.
افشای چهره امویان
واقعه کربلا از چهره پلید امویان پرده برداشت. اهلبیت علیهم السلام و در رأس آنان امام زین العابدین علیهالسلام به عنوان پیام رسانان عاشورا نقش زیادی در شناساندن چهره پلید امویان به جامعه اسلامی داشتند. خطبههای امام سجاد علیهالسلام در کوفه و شام و مدینه و مبارزات پیگیر آن حضرت در دوران حیاتشان بیشترین اثر را در این زمینه داشت.
تبیین مبانی اعتقادی و فرهنگی شیعه
با توجه به جوّ خفقانی که از سوی دستگاه أُموی در جامعه به وجود آمده بود، امام سجّاد علیهالسلام نمیتوانست اقدام صریحی علیه نظام کند، ولی از آن جا که امام هم باید مردم جامعه را هدایت و ارشاد نماید و جلوی تحریفات اسلام را بگیرد، در عرصه دعا وارد مبارزه شد. دعاهای امام در عین اینکه حرکتی اخلاقی بود مبارزهای آرام ولی ریشه کن کننده با دشمن به شمار میرفت. بنابراین مجموعه گران سنگ صحیفه سجادیه ـ که در حقیقت دوره کاملی از معارف توحیدی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی است ـ از امام بر جای ماند و چراغ هدایتی برای انسانها و نسلهای آینده بود. هم چنین رسالهای در حقوق و مواعظ و سخنانی در تفسیر قرآن از ایشان به یادگار مانده است.
پناهگاه اهل مدینه
در ماجرای واقعه حرّه که شامیان به مدینه هجوم بردند بسیاری از خانوادهها، همسر و فرزندان خود را به خانه امام سجاد علیهالسلام فرستادند و از آن حضرت پناه خواستند و در پناه آن حضرت تا پایان اشغال مدینه به دست سپاه شام، در امنیت و سلامت به سر میبردند و از تعرّض شامیان در امان بودند. در برخی از منابع آمده است که زمانی که سپاه یزید قصد مدینه کرد تا جان و مال و ناموس اهل مدینه را مورد تعرض قرار دهد، علیبنالحسین علیهالسلام چهارصد تن را در میان خانه خود پناه داد و تا زمان برگشت سپاه و خروج آنها از مدینه از این چهارصد نفر پذیرایی میکرد.
انگیزههای قتل امام
دستگاه اموی با گذشت زمان به شیوههای مبارزاتی امام سجاد علیهالسلام پی برد و دریافت که ادامه حیات امام با شرایط و اوضاع زمامداری آنها نمیسازد. لذا تصمیم به قتل حضرت گرفتند. به طور کلی میتوان چهار عامل مهم را انگیزه دستگاه حاکم از قتل امام برشمرد:
1. وسعت نفوذ امام. در طول 35 سال بعد از واقعه کربلا، امام از طریق دعاها و نشر معارف اسلامی به تدریج توانست یارانش را منسجم کنند و آگاهیهای لازم را به آنها بدهد که این خطر بزرگی برای دشمن به حساب میآمد؛
2. بغض و حسادت. عبدالملک، هشام و ولید و حتی جمعی از بزرگان بنی امیه به امام سجاد علیهالسلام حسادت میورزیدند؛ چرا که مردم از روی فهم و درایت به امام عرض ارادت میکردند؛
3. افشاگری. امام سجاد علیهالسلام در فرصتهای بسیار و از داستان شهادت پدر و اسارت و مظلومیت خود و خاندانش سخنها میگفت که این خود نوعی افشاگری رسمی علیه ظلم بنی امیه بود؛
4. ترس از قیام. دستگاه خلافت تصوّر میکرد که اگر امام عَلَمی بلند کند بخاطر محبوبیت و نفوذ معنوی آن حضرت حتی کسانی که دوست اهلبیت هم نیستند زیر آن پرچم جمع میشوند و قیامی بزرگ علیه حکومت آنان به وجود خواهد آمد.
شهادت
حضرت سید الساجدین پس از گذراندن یک عمر پربرکت که در یکی از حساسترین دورههای تاریخ اسلام واقع شد از ویژگیهای مهمی در بین مردم برخوردار شده بود؛ چراکه فضایل و مکارم اخلاقی آن حضرت در هر مجلس و محفلی بیان میشد و در یک کلام امام در دلها و عواطف مردم جا گرفته بود. این وضع بر امویان دشوار بود و آنها را میرنجاند و از همه کس بیشتر ولیدبنعبدالملک کینه امام را در دل داشت. او بارها میگفت: «من تا وقتی که علیبنالحسین در دنیا باشد راحت نیستم». این بود که وقتی زمام سلطنت را به دست گرفت تصمیم گرفت امام را مسموم کند. لذا زهر کشندهای برای کارگزارش در مدینه فرستاد و به او دستور داد تا این زهر را به امام بخوراند و آن نانجیب نیز دستور ولید را عملی کرد. زهر در بدن نازنین امام کارگر شد و بدین وسیله حضرت در سن 57 سالگی در مدینه طیبه به شهادت رسید.
تشییع پیکر امام
پیکر پاک امام سجاد علیهالسلام را در شهر مدینه تشییع کردند. در آن شهر از پیکر امام تشییع بینظیری صورت گرفت؛ زیرا تودههای مردم از مناطق مختلف بر جنازه حضرت حاضر شدند و همگی پریشان و گریان و دل شکسته جنازه مطهر حضرت را بر دوش میبردند. مردم در هالهای از اشک با امام وداع میکردند. بدن مطهر حضرت سجاد علیهالسلام را به قبرستان بقیع بردند و در قبری که در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی علیهالسلام آماده ساخته بودند به خاک سپردند.
امام از منظر علمای اهل تسنن
ذَهَبی یکی از بزرگان اهل سنت درباره امام سجاد مینویسد: «برای ایشان جلالت عجیبی بود و ایشان به سبب شرافت و سیادت و قدرتش و همچنین به دلیل علم و اهلیت و کمال عقلش هر آینه برای امامت شایسته است».
جاحظ که یکی از دانشمندان به نام اهل تسنن است نیز میگوید: «مردم با همه اختلاف مذاهبشان در مورد ایشان دارای وحدت نظر بودند و هیچ کس در تدبیر او تردید نداشت و احدی در تقدیم او بر دیگران در همه زمینهها شک نداشت». و مهمتر از همه شافعی که خود یکی از پیشوایان چهارگانه اهل تسنن است میگوید: «همانا علیبنالحسین فقیهترین اهلبیت است».
شاگردان مکتب امام علیهالسلام
حضرت سجاد علیهالسلام در مدت 35 سال امامت خود، افراد زیادی را تربیت کردند و برای تداوم مکتب اسلام ناب محمدی، توانستند آنان را از هر جهت آماده کنند که از آنجمله ثابت بن دنیار و معروف به ابوحمزه ثمالی است که به تعبیر امام رضا علیهالسلام همچون مسلمان در عصر خویش بود و همچنین میتوان به أبوُخالِد کابُلی، یَحیی بن أُم الطّویلُ سَعَید بن جُبَیْر ـ که از نظر مقام علمی جایگاه رفیعی داشت ـ اشاره کرد. این افراد جملگی از ممتازترین اصحاب و یاران امام سجاد علیهالسلام بودند که همچون ستارههای درخشانی در آسمان علم و معرفت درخشیدند و پرتو افشانی کردند.

۲.صحيفه سجاديه
صحيفه سجاديه که از ارزنده ترين آثار اسلامی است ، شامل 57دعا است که مشتمل بر دقيقترين مسائل توحيدی و عبادی و اجتماعی و اخلاقی است ، و بدان "زبور آل محمد ( ص )" نيز مي گويند . يکی از حوادث تاريخ که دورنمايی از تلألؤ شخصيت امام سجاد ( ع ) را به ما مي نماياند - گرچه سراسر زندگی امام درخشندگی و شور ايمان است - قصيده ای است که فرزدق شاعر در مدح امام ( ع ) در برابر کعبه معظمه سروده است . مورخان نوشته اند : "در دوران حکومت وليد بن عبد الملک اموی ، وليعهد و برادرش هشام بن عبد الملک به قصد حج ، به مکه آمد و به آهنگ طواف قدم در مسجد الحرام گذاشت . چون به منظور استلام حجر الاسود به نزديک کعبه رسيد ، فشار جمعيت ميان او و حطيم حائل شد ، ناگزير قدم واپس نهاد و بر منبری که برای وی نصب کردند ، به انتظار فروکاستن ازدحام جمعيت بنشست و بزرگان شام که همراه او بودند در اطرافش جمع شدند و به تماشای مطاف پرداختند . در اين هنگام کوکبه جلال حضرت علی بن الحسين عليهما السلام که سيمايش از همگان زيباتر وجامه هايش از همگان پاکيزه تر و شميم نسيمش از همه طواف کنندگان دلپذيرتر بود ، از افق مسجد بدرخشيد و به مظاف درآمد ، و چون به نزديک حجر الاسود رسيد ، موج جمعيت در برابر هيبت و عظمتش واپس نشست و منطقه استلام را در برابرش خالی از ازدحام ساخت ، تا به آسانی دست به حجر الاسود رساند و به طواف پرداخت . تماشای اين منظره موجی از خشم و حسد در دل و جان هشام بن عبد الملک برانگيخت و در همين حال که آتش کينه در درونش زبانه مي کشيد ، يکی از بزرگان شام رو به او کرد و با لحنی آميخته به حيرت گفت : اين کيست که تمام جمعيت به تجليل و تکريم او پرداختند و صحنه مظاف برای او خلوت گرديد ؟ هشام با آن که شخصيت امام را نيک مي شناخت ، اما از شدت کينه و حسد و از بيم آن که درباريانش به او مايل شوند و تحت تأثير مقام و کلامش قرار گيرند ، خود را به نادانی زد و در جواب مرد شامی گفت : "او را نمي شناسم " . در اين هنگام روح حساس ابو فراس ( فرزدق ) از اين تجاهل و حق کشی سخت آزرده شد و با آن که خود شاعر دربار اموی بود ، بدون آن که از قهر و سطوت هشام بترسد و از درنده خويی آن امير مغرور خودکامه بر جان خود بينديشد ، رو به مرد شامی کرد و گفت : "اگر خواهی تا شخصيت او را بشناسی از من بپرس ، من او را نيک مي شناسم " . آن گاه فرزدق در لحظه ای از لحظات تجلی ايمان و معراج روح ، قصيده جاويدان خود را که از الهام وجدان بيدارش مايه مي گرفت ، با حماسه های افروخته و آهنگی پرشور سيل آسا بر زبان راند ، و اينک دو بيتی از آن قصيده و قسمتی از ترجمه آن : هذا الذی تعرف البطحاء وطأته والبيت يعرفه والحل والحرم هذا الذی احمد المختار والده صلی عليه الهی ما جری القلم "اين که تو او را نمي شناسی ، همان کسی است که سرزمين "بطحاء" جای گامهايش را مي شناسد و کعبه و حل و حرم در شناسائيش همدم و همقدمند . اين کسی است که احمد مختار پدر اوست ، که تا هر زمان قلم قضا در کار باشد ، درود و رحمت خدا بر روان پاک او روان باد ... اين فرزند فاطمه ، سرور بانوان جهان است و پسر پاکيزه گوهر وصی پيغمبر است ، که آتش قهر و شعله انتقام خدا از زبانه تيغ بی دريغش همي درخشد ..." . و از اين دست اشعاری سرود که همچون خورشيد بر تارک آسمان ولايت مي درخشد و نور مي پاشد . وقتی قصيده فرزدق به پايان رسيد ، هشام مانند کسی که از خوابی گران بيدار شده باشد ، خشمگين و آشفته به فرزدق گفت : چرا چنين شعری - تا کنون - در مدح ما نسروده ای ؟ فرزدق گفت : جدی بمانند جد او و پدری همشأن پدر او و مادری پاکيزه گوهر مانند مادر او بياور تا تو را نيز مانند او بستايم . هشام برآشفت و دستور داد تا نام شاعر را از دفتر جوايز حذف کنند و او را در سرزمين "عسفان " ميان مکه و مدينه به بند و زندان کشند . چون اين خبر به حضرت سجاد ( ع ) رسيد دستور فرمود دوازده هزار درهم به رسم صله و جايزه نزد فرزدق بفرستند و عذر بخواهند که بيش از اين مقدور نيست . فرزدق صله را نپذيرفت و پيغام داد : "من اين قصيده را برای رضای خدا و رسول خدا و دفاع از حق سروده ام و صله ای نمي خواهم " . امام ( ع ) صله را بازپس فرستاد و او را سوگند داد که بپذيرد و اطمينان داد که چيزی از ارزش واقعی آن ، در نزد خدا کم نخواهد شد . باری ، اين فضايل و ارزشهای واقعی است که دشمن را بر سر کينه و انتقام مي آورد . چنانکه نوشته اند : سرانجام به تحريک هشام ، خليفه اموی ، وليد بن عبد الملک ، امام زين العابدين و سيد الساجدين ( ع ) را مسموم کرد و در سال 95 هجری درگذشت و در بقيع مدفون شد

گزیده ای از سخنان امام سجاد
* ابن آدم إنک لا تزال بخیر ما کان لک واعظاً من نفسک و ما کانت المحاسبة من همّک... ابن آدم إنّک میت و مبعوث و موقوف بین یدي الله فأعد جواباً.
ای فرزند آدم به درستی که تو نمی توانی خیری را که برای تو است از خود زائل کنی مادامی که سفارش کننده ای در خود داری و نمی توانی مشکلات خود را حساب کنی... ای فرزند آدم همانا تو می میری و مبعوث می شوی و می ایستی در مقابل خداوند متعال پس جوابی برای خود مهیا کن
* عجبت لمن عمل الدار الفناء و ترک دار البقاء.
تعجب می کنم از کسی که عمل انجام می دهد برای دنیای فانی در حالی که آخرت را ترک کرده است.
* التارک للأمر بالمعروف و النهي عن المنکر کنابذ کتاب الله وراء ظهره.
کسی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند همچون کسی است که کتاب خدا را پشت سر خود قرار داده است.
* أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج.
بالاترین عبادت پاک نگه داشتن شکم و فرج است.
*بر حذر باش از خوشحال شدن از گناه به درستی که خوشحال شدن به سبب گناه از انجام آن بدتر است.
*ثلاث منجیات للمؤمن: کف لسانه عن الناس و اغتیابهم، واشغاله نفسه بما ینفعه لآخرته و دنیاه و طول البکاء علی خطیئته.
سه چیز باعث نجات مومن می شود: جلوگیری زبان از مردم و غیبت کردن از آنان، و مشغول کردن خود به آنچه نفع می رساند انسان را در دنیا و آخرت، و گریه زیاد بر اشتباهاتش.
*. نظر المؤمن في وجه أخیه المؤمن للمودّة و المحبّة له عبادة.
نگاه کردن مؤمن در چهره دوست مؤمنش از روی محبت و دوستی عبادت است.
* و حین سئل ما بال المتهجّدین باللیل من أحسن الناس وجهاً؟ فقال: لأنهم خلوا بالله فکساهم الله من نوره.
هنگامی که سئوال شد از حضرت چرا شب زنده داران از خوش سیماترین مردم هستند؟ حضرت فرمودند: چرا که آنان با خدا خلوت کرده اند و خداوند آنان را با نور خود می پوشاند.
*اگر مردم بدانند که در طلب علم چه فوایدی است، آن را میطلبند، اگر چه با ریختن خون دل و فرو فتن در گردابها باشد.
*هر کس خود را گرامی داند، دنیا نزد او خوار است.