مناسبت های ماه جاری
در ماه غریبی! هر دم به گوش مي رسد آواي زنگ قافله
امام حسین (ع) می فرمایند:
اى مردم در خوبىها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصتها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکردهاید، به حساب نیاورید.
ارشاد القلوب دیلمى، ص ۷۳

امام حسین (ع) می فرمایند:
هيهات كه زير بار ذلّت روم!
آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهىِ شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمىدارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم.

امام حسین(ع) فرمودند:
همنشینی با سفلگان ناپسند است و همدمی افراد پست و گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است. بحارالانوار، ج۷۸، ص ۱۲۲
از نشانه خوشنامى و نیكبختى ، همنشینى با خردمندان است.بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۱۹
۹ آذر ماه »»روز بزرگداشت شیخ مفید

تاریخ شیعه سرشار از افتخارات بسیار و تحولات چشمگیر است. تحولاتی كه به دست عالمان متعهد و فرزانگان اندیشمند پدید آمده است.در این میان به سده چهارم هجری بر می خوریم كه «فتح الفتوح» تاریخ شیعی است؛ روزگاری كه مردی بزرگ و اندیشمندی سترگ «دائره المعارفی جامع» از معارف اسلامی تدوین كرد و قریب ۵۰ سال پرچمدار عرصه های علمی، فكری و فرهنگی مسلمین گردید و سرانجام بدانجا رسید كه دوست و دشمن زبان به تمجید او گشودند و قلم به تعریف او برگرفتند و او را «مفید» لقب دادند.بینش افروزی و دانش آفرینی وی به همراه آگاهی از اوضاع دشمنان و اطلاع از جهان اطراف دست به دست هم داد و او را سلسله جنبان نهضت فكری و رُنسانس علمی در قرن چهارم كرد و بدانجا رسید كه «صحیفه های سبز مهدوی» عجل الله تعالی فرجه الشریف به افتخار او صادر شد و حضرت ولی عصر (ع) وی را برادری گرامی و استوار خواند.
دو حکایت جالب از شیخ مفید
رؤیای صادق شیخ مفید
شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا(س) دست امام حسین(ع) و امام حسین(ع) را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده».
شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود و من کی هستم که به دو امام فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم(ع) خواب شیطانی نیست.
وقتی صبح شد، شیخ به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم در حالی که کنیزان دور او را گرفته و دست دو پسر را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه». شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام مینمود. آن دو پسر کسی نبودند جز «سید رضی» معروف به شریف و «سید مرتضی» معروف به علم الهدی، که از فقهای سرامد روزگار شدند.
حق با کیست؟
گفتهاند: در مسألهای بین شیخ مفید و سید مرتضی اختلاف نظر افتاد. آنهاتوافق کردند به این که آن مسأله را به خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) بنویسند.
صبح روز بعد که کاغذ را برداشتند دستخطی مزین به چنین نوشته ای دیدند که:«شَیخی وَ مُعْتَمِدی وِ الحَقُّ مَعَ وَلَدی عَلَمُ الهُدی» یعنی «ای شیخ مفید! تو محل اطمینان منی؛ ولی حق با فرزندم علم الهدی (سید مرتضی) است».

۱۰ آذر ماه »»وفات حضرت آدم
حضرت آدم (ع) ده روز در دنیا به تب مبتلا گشت و در روز جمعه پانزدهم محرم وفات کرد. رحمت خداوند بر او باد.
حضرت آدم در ظهر روز جمعه ماه ذي القعده روح در او دميده شد.
آدم و حوا هفت ساعت از ساعت هاي دنيا در بهشت بودند و غروب همان روز جمعه از بهشت بيرون آمدند وتوبه حضرت آدم (ع) مابين خانه كعبه وسنگ حجرالاسود قبول شد .

حضرت آدم در ظهر روز جمعه ماه ذی القعده روح در او دمیده شد. آدم و حوا هفت ساعت از ساعت های دنیا در بهشت بودند و غروب همان روز جمعه از بهشت بیرون آمدند وتوبه حضرت آدم (ع) مابین خانه کعبه وسنگ حجرالاسود قبول شد .
حضرت آدم نهصد و سی سال زندگی کردو در روز یازدهم محرم بر اثر تب وفات کرد هنگام مرگ حضرت آدم (ع) چهل هزار نفر از فرزندان و نوه های او در روی زمین بودند .حضرت شیث پدرش را با راهنمایی جبرییل غسل و کفن کرد و او را در کوه ابوقبیس دفن نمود و تا زمان طوفان حضرت نوح در آنجا بود . جبرئیل به شیث تعلیم نمود که چگونه او را غسل بدهد تا آنکه فارغ شد، و تعلیم او نمود که چگونه او را کفن کند و حنوط کند تا آنکه فارغ شد، پس او را تعلیم نمود که چگونه قبر را بکند، پس جبرئیل دست شیث را گرفت و پیش داشت که بر آدم نماز کند چنانچه ما مى ایستیم، و گفت: هفتاد تکبیر بر پدر خود بگو، و به او تعلیم نمود که چگونه نماز کند، پس جبرئیل امر کرد ملائکه را که صف بکشند در عقب شیث چنانچه ما امروز در عقب پیش نماز صف مى کشیم.
پس شیث گفت: آیا درست است که من پیشنمازى شما کنم با آن منزلتى که تو را نزد خدا هست و با تو بزرگواران ملائکه هستند؟
جبرئیل گفت: اى شیث! مگر نمى دانى که چون خدا پدرت آدم را آفرید او را در میان ملائکه باز داشت و ما را امر فرمود که او را سجده کنیم، پس او امام ما شد تا آنکه سنتى باشد در فرزندانش، و امروز او از دنیا رفته است و تو وصى اوئى و وارث علم و قائم مقام اوئى، پس چگونه ما بر تو تقدم جوئیم و تو امام مائى.
پس نماز کرد با ایشان بر آدم علیه السلام چنانچه جبرئیل او را امر کرد، پس جبرئیل به او نمود که چگونه پدر خود را دفن کند.
چون از دفن آدم فارغ شد و جبرئیل و ملائکه روانه شدند که بالا روند، حضرت شیث گریست و فریاد کرد: یا وحشتا!
پس جبرئیل گفت: چون خدا با توست، تو را وحشتى نیست، بلکه ما به امر پروردگار تو بر تو نازل خواهیم شد و خدا مونس توست، اندوهگین مباش و گمان نیک به پروردگار خود داشته باش که او با تو در مقام لطف است و بر تو مهربان است. وفات حضرت حوا یک سال پس از وی بود و در پهلوی حضرت در غار ابوقبیس دفن شد
۱۰ آذر ماه »»شهادت آیتالله سیدحسن مدرس و روز مجلس
"بسم الله الرحمن الرحیم ،من در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پای بند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها استقلال کشور و آزادی مردم و تامین مصالح آنها را مدنظر داشته باشم."
نوشته فوق، متن سوگندنامه نمایندگان مجلس است که باید در اولین جلسه قرائت و به امضاء برسانند تا رسما وکلات مردم را عهده دار شوند.
مجلس در نظام جمهوری اسلامی ایران از اهمیت ویژه و والایی برخوردار بوده و محور بسیاری از تصمیم گیری ها، قانونگذاری ها، برنامه ریزی ها است و چراغ هدایت دولت و ملت را به دست دارد. مجلس پایگاه اساسی نظام و مردم و مایه حضور و مشارکت واقعی مردم در تصمیم گیری ها و مظهر اراده ملی است. با توجه به نقش مؤثر و مهم مجلس در نظام کشور، وظایف عمده مجلس در دو بخش خلاصه می گردد: الف- قانونگذاری ، ب – نظارت

درعرصه سیاسی سه دهه آخرقرن سیزدهم وآغازدهه قرن چهاردهم كه بدون تردید باید آن را عصر رجال نام داد،هیچ نامی چون نام سیدحسن مدرس ندرخشیده است. مردی كه ساده و سالم زیست، برتمامی جریان های سیاسی واجتماعی زمان خود،تاثیرگذاشت، خشم زمامداران خود محور و زورگو را برانگیخت وچند بار درمعرض تعرض قرارگرفت و سرانجام به وضعی فجیع به شهادت رسید.
آگاه به زمان:تشكیل دولت موقت:قدرت استدلال:تولیت مسجد سپهسالار:مخالفت با جمهوری خواهی رضاخان: غرض رضاخان در وهله اول این است كه خاندان قاجار را براندازند. بعد چون درایالات و ولایات، افسران طرفدار رضاخان همه كاره هستند، رأی فراوانی جمع آوری می كنند. درنتیجه وقتی رضاخان سردارسپه مبدل به "پرزیدنت رضاخان" شد، دیگر هیچ كس حریف او نخواهد شد.
هنر بزرگ مدرس، نخست جلوگیری از به اكثریت رسیدن مجلس بود. وضع طوری شد كه تنها یكی یا دو نفر، لازم بود تا مجلس رسمیت یابد. بنابراین، با همان استدلال و صلابت، نخست با اعتبارنامه موتمن الملك وسپس با اعتبارنامه سه تن دیگرمخالفت كرد. درحالی كه گروه تیمورتاش وطرفداران رضاخان (حزب تجدد) ازخشم درحال انفجار بودند.
در فروردین۱۳۰۲ تلاش نظامیان زیر دست رضاخان، پشت هم اندازی اعضای "حزب تجدد" در مجلس و آشوب طرفداران برانگیخته سردار سپه (اكنون رئیس الوزراء) به جایی نرسید و پرونده جمهوری بسته شد. دوباره سردارسپه كناره گیری كرد ودوباره طرفداران او، او را بازگرداندند.
۱۱ آذر ماه »»شهادت ميرزا کوچک خان جنگلي

ميرزا يونس معروف به ميرزا کوچک فرزند ميرزا بزرگ، در سال ۱۲۵۹ شمسي در رشت به دنيا آمد. سالهاي نخست عمر را به آموختن مقدمات علوم ديني سپري کرد و در سال ۱۲۸۶، در گيلان به صفوف آزاديخواهان پيوست و براي سرکوب محمدعلي شاه روزانه تهران شد. همزمان با اوجگيري نهضت مشروطه، شماري از آزاديخواهان رشت، کانوني به نام مجلس اتحاد تشکيل دادند که ميرزا کوچک خان هم که در آن دوران يک طلبه بود، به آنها پيوست. درسال ۱۲۹۴ به جاي مجلس اتحاد، هيأت اتحاد اسلام، از يک گروه هفده نفري در رشت تشکيل گرديد که بيشتر اعضاي آن روحاني بودند و ميرزا کوچک خان عضو مؤثر آن بود. به زودي ميرزا، رهبري اين گروه را بر عهده گرفت و پس از اشغال ايران توسط ارتش روسيه تزاري، به مبارزه با اين ارتش پرداختند و روستاي کسما در ناحيه فومن را مرکز کار خود قرار دادند. اين هيأت بتدريج گسترش يافته و بخش وسيعي از شمال کشور زير نفوذ آن درآمد و به نهضت جنگل و حزب جنگل مشهور شد. نهضت جنگل فعاليتهاي نظامي مختلفي را بر ضد نيروهاي روسي و انگليسي در شمال ايران انجام داد. اما بتدريج دچار اختلافات داخلي گرديد و برخي از سران آن تسليم و يا اعدام شدند. پس از تسليم خالو قربان، نيروهاي دولتي وارد رشت شدند و چون مذاکرات صلح با جنگليها به نتيجه نرسيد، به تعقيب نيروهاي جنگل پرداختند. برخي از نيروها متفرق و برخي تسليم و تعدادي نيز کشته شدند. در چنين وضع سختي ميرزا کوچک خان در سرماي شديد زمستان از همسرش خداحافظي کرده و به اعماق جنگلها رفت تا در فرصتي مناسبت بتواند نيروهاي پراکنده را سازماندهي کند؛ اما در اثر سرماي شديد به شهادت رسيد.
۱۲ آذر ماه »»
حمله ابرهه به کعبه، و نازل شدن عذاب بر اصحاب فیل (۱۷ محرم )
سالروز نزول عذاب بر قومی شرور

پادشاه یمن، شخصی به نام "ابرهه" که قصد ویران کردن کعبه را داشت، ابتدا یکی از فرماندهان سپاه نجاشی در فتح یمن بوده، که با کشتن فرمانده بزرگ سپاه، حاکم یمن شد. ابرهه برای خوش خدمتی نزد نجاشی، کلیسایی بسیار با شکوه و مجلّل در صنعاء بنا کرد که نظیری نداشت و هدف او از این بنا، از رونق انداختن خانه ی خدا (کعبه)، مرکز و کانون حج ابراهیمی بود و از سویی فراخوانی مردم جزیره عربستان و جاهای دیگر، به سوی کلیسا بود. به همین منظور، مبلّغان بسیاری به اطراف و در میان قبایل عرب و سرزمین حجاز فرستاد. اما اعراب که سخت به مکه و کعبه علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ «ابراهیم خلیل» میدانستند، احساس خطر کرده، و طبق نقلی کلیسا را آتش زدند، در مقابل ابرهه سخت خشمگین شده و تصمیم به ویرانی کعبه گرفت و لذا سپاه عظیمی فراهم کرده که برخی از سوارکاران، بر فیل سوار بوده، و عازم مکه شدند؛ وقتی نزدیک مکه شدند، ابرهه افرادی را فرستاد تا شتران و اموال اهل مکه را غارت کنند، که در این میان دویست شتر نیز از عبدالمطلب غارت شد.
فلذا خدای متعال در قرآن از آنها به عنوان «اصحاب فیل» نام برده است:
«ألَمْ تَرَ کَیفَ رَبّکَ بِأصحابِ الفیلِ»
«آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟»
این قصه از آیات و معجزات بزرگ الهی است که کسی نمیتواند انکارش کند؛ برای اینکه تاریخ نویسان آن را مسلّم دانسته و شعرای دوران جاهلیت در اشعار خود از آن یاد کردهاند. و همچنین اهمیت این حادثه بزرگ به اندازهای بود که آن سال را «عام الفیل» نامیدند که مبدأ تاریخ عرب شد.
توطئه اصحاب فیل و شکست آنها
بعد از توطئه سپاه ابرهه جهت حمله به خانه¬ی خدا و نقشه تخریب آن، خداوند متعال نقشه آنها را برآب کرده و حتی این توطئه، موجب گمراهیشان شد:
«ألَمْ یجْعَلْ کَیدَهُمْ فی تَضلیلٍ»
«آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟»
یعنی بعد از دقایقی که سپاه ابرهه از کوه سرازیر شد، پرندگانی از سوی دریای احمر فرا رسیدند که هر کدام سنگریزه هایی در منقار و دو پنجه خویش داشتند، که این سنگریزهها را بر سر لشکر فرو ریخته و آنها را هلاک نمودند. این مجازاتی بسیار بزرگ با سنگریزههایی بسیار کوچک بود که موجب وحشت بین سپاه و فرار آنها به سوی یمن شد، ولی به یمن نرسیده و همه در بین راه مردند؛ خود ابرهه نیز مجروح شده و او را با وضع عجیبی به یمن بردند تا عبرت همگان شود، اما طولی نکشید که ابرهه در یمن مُرد.
نتیجه اینکه، داستان اصحاب فیل به قدری مهم است که خداوند در قرآن یک سوره به آن اختصاص داده و هدف از بیان این واقعه را عبرت گرفتن مردم تصریح نموده و پیامبر خویش را مورد خطاب قرار داده و فرموده:
«أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصحَْابِ الْفِیل»
«آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند] چه کرد؟!»
این معجزه ای مشهود و محسوس، جهت تنبه و عبرت گیری است؛ تا مردم به طاعت و عبادت خدا روی آورند.
نابودی و هلاکت اصحاب فیل
خداوند در سوره مبارکه فیل بعد از بیان شکست کلی و به هم ریختن نقشه اصحاب فیل، به شرح ماجرا پرداخته و نوع عذاب آنها و اسباب نابودیشان را به صورت خیلی زیبا و موجز به تصویر کشیده است:
«وَ أرْسَلَ عَلَیهِمْ طیراً أبابیلٍ»
«و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد.»

"ابابیل" نام پرندهی خاص نیست و "طیراً أبابیل" یعنی: پرندگانی فوج فوج در دستههای پراکنده، بر سر آنها فرود آمدند. پس کلمه "طیراً" به معنای جنس پرندگان است، نه به معنای مفرد پرنده.
در مورد سنگ هایی که بر سر سپاه ابرهه ریخته شد دونکته وجود دارد:
۱. آن سنگها به هر که اصابت می کرده، بدنش را سوراخ نموده و می کشت.
۲. با باریدن آن سنگها میان لشکر ابرهه مرض حصبه و آبله پیدا شد، که عدهای به حالت مرض به زمین افتادند و برخی مردند. این جریان موجب فرار آنها شده و نتوانستند در آنجا بمانند.
آثار و برکات ناشی از هلاکت اصحاب فیل
۱.الفت و امنیت:
بعد از بیان و شرح نابودى اصحاب فیل و لشکریان "ابرهه"، در اولین آیه سوره ی قریش که در واقع تکمله اى براى سوره ی فیل است، مىفرماید: ما لشکر فیل را نابود کردیم، و آنها را همچون کاه درهم کوبیده شده متلاشى ساختیم تا قریش با این سرزمین مقدس الفت گرفته و مقدمات ظهور پیامبر اسلام فراهم گردد. منظور از "الفت" که به معنى اجتماع توأم با اُنس، انسجام و التیام بوده، ایجاد الفت میان قریش و سرزمین مقدس مکه و خانه¬ی کعبه است؛و منظور از" رحلت قریش" مسافرت آنان از مکه به بیرون براى تجارت است. با این بیان معلوم شد که خداوند به قریش این عزت و احترام را ارزانى داشت تا با کوچ زمستانى و تابستانى مانوس شده و امر معاش آنها بگذرد؛چرا که قریش و تمام اهل مکه به خاطر مرکزیت و امنیت این سرزمین در آنجا سکونت گزیدند و بسیارى از مردم حجاز هر سال به آنجا آمده و مراسم حج بجا مىآوردند و با مبادلات اقتصادى و ادبى و... از برکات مختلف این سرزمین استفاده مىنمودند.
۲. تجارت و امنیت:
مسافرت قریش از مکه به بیرون شهر جهت تجارت بوده؛ چون این شهر در درهاى خشک و سوزان و بى آب و علف واقع شده بود که هیچ زراعتى در آن وجود نداشت. مردم مکه جهت امر معاش و وسعت روزی، هر سال دو نوبت به تجارت مىرفتند، یک نوبت در زمستان، به طرف یمن و نوبت دیگر در تابستان، به سوى شام؛ و با این دو نوبت سفر کردن زندگى خود را اداره مىنمودند؛ و از طرفی مورد احترام مردم یمن و شام قرار گرفته، که به همین جهت راهزنان و غارتگران جرأت تعرض به اینها را نداشتند.
۱۶ آذر ماه »» روز دانشجو

|
|
۱۶ آذر ۳۲ به روایت شهید چمران
اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه آذرمان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای نیكسون قربانی كردند!
این"سه یار دبستانی" كه هنوز مدرسه را ترک نگفتهاند. هنوز از تحصیلاتشان فراغت نیافته اند. و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فروبرند. از آن سال چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هركه را می آید بیاموزند، هر كه را میرود سفارش كنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها "شهید"ند. این "سه قطره خون" كه بر چهره دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است...