روز هفتم محرم: علی اصغر علیه السلام و عطش
آب به طفلی ندهيد ؟!... مرد شمائید ؟!!
تير سه شعبه براي كشتن شير است...نازُكيِ اين گلو كه تاب ندارد
خضر تشنه کام
(حضرت علی اصغر علیه السلام)

برنیزه روی پای خودت ایستاده ای
مردی شدی، برای خودت ایستاده ای
مثل بزرگهای قبیله چه با غرور!
بر پای ادعای خودت ایستاده ای
شانه به شانه ی همه سرهای قافله
همراه مقتدای خودت ایستاده ای
تو پا به پای اکبر و عباس بر سنان
تنها به اتکای خودت ایستاده ای
ذبح عظیم، بت شکن، پیر کربلا
در وادی منای خودت ایستاده ای
ای خضرتشنه کام، دراین گوشه ی کویر
بر چشمه ی بقای خودت ایستاده ای
ما بین ناقه های من و عمه زینبت
در مروه و صفای خودت ایستاده ای
رأست چگونه بر سر نی بند می شود!؟
بی شک تو با دعای خودت ایستاده ای
در آسمان ابری سنگ و کلوخ شهر
با سعی بالهای خودت ایستاده ای
پیش سپاه ابرهه ی عابران شام
مانند کعبه جای خودت ایستاده ای
من را دعا کن از سر نی، کودک رباب
در محضر خدای خودت ایستاده ای

۲.مظلومیتی که پایان ندارد!

على اصغر، یعنى درخشانترین چهره كربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت... . چشم تاریخ، هیچ وزنه اى را در تاریخ شهادت، به چنین سنگینى ندیده است."( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر،شهید پاك نژاد،ج 2،ص 42) على اصغر را باب الحوائج می دانند،گر چه طفل رضیع و كودك كوچك است، امّا مقامش نزد خدا والاست. (فرهنگ عاشورا،جواد محدّثی)
یكى از فرزندان امام حسین (علیه السلام) كه شیر خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، كسى جز این كودك نمانده است. نمی ببینید كه چگونه از تشنگى بى تاب است؟
در كتابهاى مقتل، هم از"على اصغر"(علیه السلام) یاد شده،هم از طفل رضیع (كودك شیرخوار)و در اینكه دو كودك بوده یا هر دو یكى است، اختلاف است.
در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این كودك شهید، آمده است: "السلام على عبد الله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن كاهل الاسدى".( بحار الانوار،ج 45،ص 66.) و در یكى از زیارتنامه هاى عاشورا آمده است:" و على ولدك على الاصغر الذى فجعت به" این كودك،با عنوانهاى شیرخواره، شش ماهه، باب الحوایج، طفل رضیع و...یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است كه در ارتباط با او آورده می شود.
طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست
"على اصغر، یعنى درخشانترین چهره كربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت... . چشم تاریخ، هیچ وزنه اى را در تاریخ شهادت، به چنین سنگینى ندیده است."( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر،شهید پاك نژاد،ج 2،ص 42) على اصغر را باب الحوائج می دانند،گر چه طفل رضیع و كودك كوچك است، امّا مقامش نزد خدا والاست. (فرهنگ عاشورا،جواد محدّثی)
در راه توفیق طاعت الهی و تقرّب به خداوند مستحب است به اسم مبارك رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و دو فرزند آن، امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ توسل جست

نمونه بارز قساوت در کربلا
برخورد با کودکان از نمونههای بارز قساوت افراد در طول تاریخ در حادثههای مختلف است.
در هر حادثهای برای نشان دادن سنگدلی افراد که میخواهند میزان برخورد آنها را با کودکان مورد سنجش قرار دهند قساوتی که در روز عاشورا در اوج خود قرار داشت را مثال میزنند.
شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) در روز عاشورا بزرگترین مصیبت این واقعه بود و حرکت وحشیانه دشمنان اسلام در روز عاشورا و شهادت طفل شیرخوار امامحسین (علیه السلام) از مصادیق بارز خونخواهی آنها است.


۳.باب الحوائج
چرا فقط به چهار نفر یعنی (رقیّه، علی اصغر، امام كاظم ـ علیه السلام ـ و حضرت ابوالفضل) باب الحوائج گفته می شود؟
حضرت ابوالفضل، رقیه و علی اصغر امام نیستند، بلكه فرزندان امام هستند و از این چهار شخصیت مقدس، تنها امام كاظم ـ علیه السلام ـ از جمله امامان معصوم می باشند.
از یك نظر همه ائمه اطهار و اولیاء الهی و فرزندان صالح آنان، باب الحوائج اند و وسیله تقرّب به خداوند و موجب گشایش گره های زندگی هستند و اگر امامان معصوم، هر كدام به اسم خاص شهرت پیدا كرده اند، به لحاظ مناسبت هایی بوده كه آن اسامی مبارك در آن تجلّی نموده و ظهور پیدا كرده است. چنانكه از حكمت دعای توسل این چنین استفاده می شود كه هر مشكل و حاجتی را باید به یكی از ائمه ـ علیهم السلام ـ متوسل شد.
همانگونه كه درباره خداوند نیز چنین است كه انسان مریض به اسم شافی و انسان بدهكار به اسم غنی و انسان گناهكار به اسم غفور خداوند توسل جسته و او را به آن یاد می كنند.
فلذا در راه توفیق طاعت الهی و تقرّب به خداوند مستحب است به اسم مبارك رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و دو فرزند آن، امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ توسل جست (ملكی تبریزی، آقاجواد، المراقبات فی اعمال السنّة، چاپ تبریز، (قدیم)، ص 30) و انسان گرفتار، دردمند و مریض به اسم مبارك امام كاظم ـ علیه السلام ـ توسل یابد و...
پس آنچه كه امام كاظم ـ علیه السلام ـ به آن شهرت یافته است، از این باب بوده است كه بسیاری كه به گرفتاری و مشكلات مبتلا بوده اند و دست بشری قادر به گره گشائی آن ها نبوده است، به آن امام متوسل شده و آن حضرت نیز در پیشگاه خداوند از آنان شفاعت كرده و در نزد باری تعالی مقبول واقع شده است و از این جهت رفع مشكل شده و آن حضرت به باب الحوائج شهرت یافته است وگرنه دلیل خاص و یا روایتی به دست نیامده كه لقب باب الحوائج را برای آن حضرت ذكر نموده باشد.
در مورد حضرت اباالفضل ـ علیه السلام ـ نیز دلیل خاصی وارد نشده است كه آن حضرت ملقب به باب الحوائج باشد و عباس علیه السلام در اثر فداكاری هایی كه در راه اسلام داشته، به خدا تقرب جسته است و هرگاه كه رو به سوی خدا داشته و برای گرفتاران شیعیان آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و یا غیر از آن، طلب شفاعت كرده در پیشگاه خداوند مقبول واقع شده و از آن پس به باب الحوائج معروف گردیده است.
شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) در روز عاشورا بزرگترین مصیبت این واقعه بود و حرکت وحشیانه دشمنان اسلام در روز عاشورا و شهادت طفل شیرخوار امامحسین (علیه السلام) از مصادیق بارز خونخواهی آنها است
در مورد حضرت رقیه ـ علیها السلام ـ نیز دلیل خاصی مبنی بر اینكه لقب ایشان باب الحوائج است وارد نشده و اگر آن حضرت به باب الحوائج شیعیان اهلبیت ـ علیهم السلام ـ معروف شده، شاید به خاطر مظلومیت و بخصوص غربت آن حضرت است.
چنانكه حضرت زینب ـ علیها السلام ـ با همراهانشان از شام به طرف مدینه حركت كردند، بیاد رقیّه افتادند. زینب به زن های شام فرمودند: ما از میان شما می رویم ولی یك دختر غریب خردسال را در میان شما گذاشتیم، او در این شهر غریب است، كنار قبر او بروید و او را فراموش نكنید.( اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ، انتشارات كتابخانه مرعشی، ص497)
لذا، از آن پس، هر كه كنار قبر آن غریب آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ رفته و مشكلی داشته و برطرف شده است. از این جهت معروف به باب الحوئج شده است.
در خصوص حضرت علی اصغر ـ علیه السلام ـ نیز چنین نصی نیامده است. آن حضرت چون علاوه بر طفولیت و معصومیت آن، مظلوم ترین انسان در روز عاشورا بود از این رو نزد خداوند مقامی بزرگ دارد و همه شیعیان اهلبیت چشم امید به شفاعت به او دارند.
نتیجه اینكه:
1. ما دلیل خاصی بر اینكه لقب این چهار بزرگوار باب الحوائج باشد بدست نیاوردیم و این لقبی است كه ارادتمندان به ایشان داده اند.
2. همه امامان معصوم باب رحمت الهی و واسطة فیض میان خداوند و مخلوقات اند و به همان دلیل كه می توان به امام كاظم ـ علیه السلام ـ باب الحوائج گفت برای سائر ائمه ـ علیهم السلام ـ نیز می توان این لقب را بكار برد.
منابع :
سایت امام حسین (علیه السلام)
بیانات حجت الاسلام مۆمنی

۴.خون مقدسی که به زمین بازنگشت

از مصائب بزرگ روز عاشورا و حوادث مسلّم این روز، شهادت طفل شیرخوار امام حسین(علیه السلام) است كه توسط سپاه عمر سعد با كمال بى رحمى و در آغوش امام(علیه السلام) به شهادت رسید. در برخى منابع كهن، از نام این طفل، سخنى به میان نیامده، اما در برخى دیگر با نام عبدالله بن الحسین یا عبدالله رضیع از او یاد شده است. هم چنین بسیارى از منابع، در باره سن او سكوت كرده اند.
کیفیت شهادت طفل شیرخواره
«وَلَمّا رَأی الحُسین علیه السلام مَصارِعَ فَتَیانِهُ وَاَحَِبَّته عَزَمَ علی لِقاءِ الْقَوم بِمُهجَته و نادی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حرم رسول الله صلی الله علیه وآله، هَل مِن مُوحِّد یَخافُ الله فینا، هَل مِن مُغیثٍ یُغیثُنا یَرجُو الله بِاِ غاثَتِنا هَل مِن مُعین
یَرجوا ما عِندِ الله فی اعانَتِنا ، فَارْتَفعت اَصوات النِّساء بِالعَویل فَتَقَدَّم اِلی بابِ الْخَیمه و قال لِزینَبَ ناوِلینی وَلَدیَ الصَّغیرَ حَتّی اُوَدِّعه فَأخَذَه واَو ما اِلَیه لِیُقَبِّله فَرَماهُ حَرمَلهُ بنُ الکاهِلِ الاَسَدی لَعنَه الله تعالی بِسَهم فَوقع فی نَحرِه فَذَبَحَهُ، فَقال لِزِیْنَب خُذیهِ ثُمَّ تَلَقّی الدَّمَ بِکَفَّیه فَلما اِمْتَلأتا رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُم قالَ هَوَّن علی ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَین الله.
با شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام این نقشه دستگاه تبلیغات بنیامیه را نقش بر آب کرده هر انسانی به هر آئین و مذهبی این سئوال را از بنیامیه میکند که طفل شیرخوار گناهی نداشت که شما او را کشتید
با به شهادت رسیدن جوانان بنی هاشم ویاران حضرت حسین علیه السلام، امام خود، با تمام وجود برای رزم با دشمن، به سویشان رفت در حالیکه بانگ می زد:
آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاع کند؟ آیا موحدی هست که به خاطر ما از خدا بترسد؟ آیا فریاد رسی هست که با امید به خدا به فریاد ما برسد؟ آیا یاوری هست که با امید به آنچه در نزد خداست به یاری ما بشتابد؟
در این هنگام از میان بانوان در خیمه شیونی بر خاست پس امام علیه السلام به کنار خیمه رفته و خطاب به زینب علیها السلام فرمود کودکم را بیاور تا با او خداحافظی کنم.
حضرت کودک را گرفت تا ببوسد در این زمان حرمله بن کاهل اسدی لعنة الله علیه به سوی او انداخت تیر به گلویش نشست و آن را برید پس حضرت به زینب علیها السلام فرمود: او را بگیر. سپس خون را در هر دو دست جمع کرده و به سوی آسمان پاشید و فرمود: آنچه بر من وارد آمد برایم آسان است، چون در محضر خدا است.
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: که قطره ای از آن خون بر زمین نیفتاد و
سپس امام علیه السلام علی اصغر را برده و در کنار شهدای بنی هاشم قرار داد(1).
رسوایی بنیان ستم
جرجی زیدان یکی از نویسندگان مشهور مسیحی در کتاب خود دربارهی این طفل شیرخوار مینویسد: «شهادت این طفل بی گناه، مظلومیت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام را ثابت میکند چرا که اگر شهادت این طفل نبود، امکان داشت دستگاه تبلیغاتی بنیامیه واقعه عاشورا را طوری دیگر و وارونه جلوه دهد و بگویند ای مردم اینها مردانی مسلح بودند که برای تصاحب قدرت و حکومت دست به مبارزه زدهاند و ما باتمام قدرت در مقابل آنها ایستادهایم. ولی با شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام این نقشه دستگاه تبلیغات بنیامیه را نقش بر آب کرده هر انسانی به هر آئین و مذهبی این سئوال را از بنیامیه میکند که طفل شیرخوار گناهی نداشت که شما او را کشتید. (2)

در هندوستان، نسبت به امام حسین علیهالسلام، علاقه و ارادت عجیبی موج میزند. نه تنها ارادتمندان امام حسین علیهالسلام گروه مسلمانان هستند، بلکه هندوها هم نسبت به عزیز زهرا علیها السلام عرض ادب مینمایند.
چنان است داستان «امام باره» (یعنی عاشورا) روزی که آتش پرستان به امام علیهالسلام اختصاص داده و در گودالی بزرگ آتش میافروزند و آن را برای عاشورا یا روز معین پر از آتش حاضر میسازند، آن گاه هر کدام لباسی سپید بر تن نموده و از آتش عبور کرده و از طرف دیگر به سلامت بیرون میروند و حرارت آتش به آنها هیچ صدمهای نمیزند.
باری در هند مجلس سوگواری تشکیل شده بود، جمعی از زنان مسلمان در منزلی اجتماع کرده و بر مصیبتهای امام حسین علیهالسلام میگریستند. در همسایگی این خانه، زنی از اهالی آمریکا زندگی میکرد، پرسید: اینجا چه خبر است؟ گفتند: مجلس سوگواری سومین پیشوای شهید شیعیان است. گفت: بسیار مایلم من هم در این مجلس بروم و ببینم چگونه است. او را به مجلس بردند و در جایی که باید جای دادند. آن گاه مرثیه خوان توسل به حجت الهی علی اصغر علیهالسلام پیدا کرد. صدای گریه و شیون زنان برخاست، این زن غیر مسلمان با توجه به جریان شهادت کودک شیرخوارهی امام حسین علیهالسلام گریان شد و اشک فراوان ریخت. سپس از سایر زنان و از گوینده خواست تا جریان را مفصل برایش توضیح دهند. آنان صحنهی کربلا را برایش مجسم و بیان نمودند. با استماع این حقیقت و پی بردن به اصل داستان، گفت: «من میخواهم مسلمان شوم، زیرا حقایقی در این مذهب احساس میکنم که شایسته نیست به حال کفر باقی باشم. به عبارت دیگر، مکتبی که این گونه مردان فداکار تربیت کند که حاضر باشند به قیمت جان کودک عزیز خود در راه آن مکتب و دین فداکاری نمایند تا انحرافی نیابد، معلوم میشود این دین، دینی است حق و با حقیقت توأم، بنابراین مسلمان میشوم.»
شیعیان در همان مجلس شهادتین را به وی تلقین کردند و بانوی آمریکایی از صمیم دل مسلمان گردید.(3)
برنگشتن آن خون مقدس بدین دلیل بوده که در حکمت حقه حقیقیه، مقرر و مذکور است که اجسام لطیفه مایل به محیط میباشد چنان که اجسام کثیفه میل به مرکز و سفل مینمایند پس آن خون لطیف به محیط میل نمود
سرّی که در خون او بود
مورخین اسلامی از قبیل: ابن شهر آشوب در مناقب، ابن نما حلی در مثیرالاحزان، سید در لهوف، ابن کثیر در البدایه و النهایه، قرمانی در اخبار الدول، میرزا محمد تقی سپهر در ناسخ التواریخ، ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین، عبدالرزاق موسوی مقرم در مقتل الحسین علیهالسلام و علامه سید حسن امین در اعیان الشیعه و ... قضیه فرستادن خون گلوی علی اصغر علیهالسلام به آسمان را نقل نمودهاند.
اما اینکه چرا خون مقدس علی اصغر علیهالسلام به زمین برنگشت برای شیفتگان آن حضرت جای سئوال است؟ برای پاسخ به این سئوال شاید بتوان گفت برنگشتن آن خون مقدس بدین دلیل بوده که در حکمت حقه حقیقیه، مقرر و مذکور است که اجسام لطیفه مایل به محیط میباشد چنان که اجسام کثیفه میل به مرکز و سفل مینمایند پس آن خون لطیف به محیط میل نمود.(4)
و یا سِرش این است که این خون نمیبایست به زمین برگردد چرا ملائکه آسمان میخواستند خون را در شیشهای بهشتی تحفه و هدیه به سوی جنت ببرند چنانچه این مطلب در زیارت چهارم تحفه الزائر وارد شده است.(5)
و یا سِرش این است که اگر خون علی اصغر علیهالسلام به زمین میریخت عذاب نازل میشد چنانچه بعضی مورخین نقل نمودهاند.
پی نوشت:
1. بنیاد دعبل خزاعی: وقال اِبنُ نما: ثُم حَمَلَه فَوَضَعه مَعَ قَتلی اَهْلبَیته
2. زندگی اباعبدالله الحسین علیهالسلام، ترجمه لهوف/ ص 132.
3. الوقایع و الحوادث/ ج 3/ ص 98.
4. اکلیل المصائب/ ص 66.
5. وقایع الایام/ ص 515.

۵.وقايع الايام محرم الحرام
برخى وقايع روز هفتم محرم
1. ملاقات امام حسينعليه السلام با ابن سعد ملعون
در شب هفتم، امام حسين با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو كردند، خولى بن يزيد اصبحى چون عداوت شديدى با امام حسينعليه السلام داشت ماجرا را به ابن زياد گزارش داد و آن ملعون نامهاى براى عمر سعد نوشت و او را از اين ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر كرد.
2. منع آب از حسين و يارانش
در اين روز، نامهى ابن زياد ملعون به عمر سعد رسيد بدين مضمون؛
و حالوا بين الحسين و اصحابه و بين الماء ان يستقوا منه قطرة...
»يا بن سعد! ميان حسين و آب فرات حائل شو و كار را برايشان سخت بگير و نگذار يك قطره آب بنوشد.«
عمرو بن حجاج زبيدى با چهار هزار تير انداز مأمور آب فرات شدند، كه به هيچ وجه آبى به خيمه گاه پسر پيامبر برده نشود.
3. مبعوث شدن حضرت موسىعليه السلام به نبوّت
4. نامهى عمر سعد به عبيداللَّه بن زياد - لعنة اللَّهعليه -
عمر سعد به دروغ براى ابن زياد نوشت كه امام حسينعليه السلام قصد سازش دارد، ابن زياد با خواندن آن نامه، گفت: هذا كتاب ناصحٍ مشفقٍ على قومه. اين نامهى شخصى خيرخواه مهربانى است كه براى قومش فرستاده است عبيداللَّه خواست پاسخ مساعدى بدهد، شمر بن ذى الجوشن برخاست و گفت: آيا اين گفتار را از ابن سعد مىپذيرى بعد از آنكه حسينعليه السلام و يارانش به سرزمين تو گام نهادند و با تو بيعت ننمودهاند. همين گفتار شمر، رأى ابن زياد را عوض كرد و به ابن سعد نوشت، من تو را نزد حسين نفرستادهام كه از او حمايت نمايى يا كار را به درازا كشيده و امروز را فردا كنى اگر حسين و يارانش تسليم حكومت من شدند، آنها را سالم نزد من بفرست و اگر تسليم نشدند بر آنها يورش ببر تا كشته شوند و آنگاه بدنهايشان را مثله كن كه مستحقّ اين كارند.
فان قتل الحسين فأوطىء الخيل صدره و ظهره
»بدن حسين را بعد از كشته شدن زير سم اسبها لگد كوب كن تا سينه و پشتش در هم بشكند.«
شمر بن ذى الجوشن نامهى عبيد اللَّه را به كربلا آورده و به عمر سعد داد و عمر سعد او را فرمانده پياده نظام قرار داد.

۶.درسهاى عاشورايى
صبر و استقامت
در »اصول كافى« دارد كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: هر كه در بلاهاى دنيا صبر كند خداوند سيصد درجه به او عطا مىفرمايد و كسى كه در عبادت خدا صبر كند ششصد درجه دارد و كسى كه در معصيت صبر كند )خود دارى كند و مرتكب معصيت نشود( خداوند نهصد درجه به او عطا مىفرمايد كه فاصلهى هر درجه تا درجهى ديگر به قدر فاصلهى طبقهى هفتم زمين تا عرش است.
صبر در بلاهاى دنيا
در جامع الاخبار آمده است؛ جمعى از فقراء خدمت رسولخداعليه السلام آمدند و عرض كردند: يا رسول اللَّهصلى الله عليه وآله! اغنياء و ثروتمندان بهشت را خريدند و به واسطهى اينكه حج مىروند، عمره به جا مىآورند، صدقه مىدهند، ما قدرت نداريم كه اين كارها را كنيم، رسوا خداصلى الله عليه وآله فرمود: هر يك از شما كه به اميد اجر و ثواب در فقر خود صبر كند براى او سه خصلت است كه براى اغنيا نيست: يكى اينكه در بهشت قصرها و غرفه هايى هست كه اهل بهشت به آنها نظر مىكنند چنانچه اهل زمين به ستارهها نظر مىكنند و داخل آنها نمىشوند مگر پيغمبر فقير يا شهيد فقير يا مؤمن فقير، دوم آنكه فقراء پانصد سال زودتر از اغنياء وارد بهشت مىشوند. سوم آنكه هرگاه غنى بگويد: سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّهاكبر. و فقير هم همين تسبيحات را بگويد غنى به ثواب او نمىرسد اگر ده هزار درهم هم انفاق كندو ثواب تمام اعمال خوب همچنين است.
صبر در ترك معاصى و گناهان
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند:
ما من شىءٍ أحبّ إلى اللَّه عزوجلّ من شابٍّ تائب.«
»هيچ چيزى پيش خدا محبوبتر و دوست داشتنىتر از جوان توبه كار نيست.«
از جمله كسانى كه عفّت ورزيده و در ترك گناه، صبر داشتهاند مىتوان به عنوان نمونه افراد ذيل را نام برد؛ حضرت يوسفعليه السلام، ابن سيرين، شيخ رجبعلى خياط، مرحوم ميرداماد، مرحوم شيخ جعفر مجتهدى و...
امير المؤمنين علىعليه السلام فرمودهاند:
ما المجاهد الشهيد فى سبيل اللَّه بأعظم أجراً ممّن قدر فعف.
»آن كسى كه در راه خدا جهاد كند و به شهادت برسد بلند مقامتر از آن كس نيست كه توانايى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نكند.«
صبر در عبادت
رسول خداصلى الله عليه وآله در مسجد مدينه مردى را ديد كه ركوع و سجود نماز را درست به جا نياورد، حضرت فرمود: اين مرد مثل كلاغ منقارش را به زمين زد، اگر بميرد و نمازش اين طور باشد البته به غير دين من مرده است.
صبر و استقامت امام حسينعليه السلام
براى مقابله با فشارهاى درونى و بيرونى و غلبه بر مشكلات در راه رسيدن به هدف، پايدارى و استقامت لازم است. بدون صبر در هيچ كارى نمىتوان به نتيجهى مطلوب رسيد.
آنچه حماسهى كربلا را به اوج ماندگارى و تأثير گذارى و فتح معنوى رساند، روحيهى مقاومت امام حسينعليه السلام و ياران و همراهان او بود.
امام از آغاز نيروهايى را به همراهى طلبيد كه مقاوم باشند. در يكى از منزلگاههاى ميان راه فرمود:
ايّها النّاس! فمن كان منكم يصبر على حدّ السّيف و طعن الأسنة فليقم معنا و الّا فلينصرف عنّا.
»اى مردم! هر كدام از شما كه تحمّل تيزى و شمشير و زخم و ضربت نيزهها را دارد همراه ما بماند، والّا بازگردد.«
كسى كه صبر داشته باشد، هم تحمّل درد و مصيبتش بيشتر مىشود و هم به ديگران روحيّه مىدهد.
حضرت علىعليه السلام فرموده است: الصّبر يهوّن الفجيعة. ؛ صبر، فاجعه و حادثهى ناگوار را آسان و قابل تحمل مىكند.
سختترين ضربههاى روحى و مصيبت شهادت فرزندان و ياران، بر امام حسينعليه السلام وارد شد. ولى در همهى آنها خود را نباخت و مقاومت و ايستادگى كرد و تن به تسليم و ذلت نداد.
در شب عاشورا، به خواهرش زينبعليها السلام و ديگر بانوان توصيه فرمود: اين قوم، جز به كشتن من راضى نمىشوند، امّا من شما را به تقواى الهى و صبر بر بلا و تحمل مصيبت وصيّت مىكنم. جدّمان همين را وعده داده و تخلّفى در آن نيست.
روز عاشورا، على اكبرعليه السلام را به تحمّل و مقاومت در برابر تشنگى فرا خواند: اصبر يا حبيبى...
پس از شهادت قاسمعليه السلام، عموزادگان و اهل بيت خود را به صبر دعوت كرد:
صبراً يا بنى عمومتى، صبراً يا اهل بيتى.
در آخرين وداع، دخترش سكينهعليها السلام را نيز به صبر بر تقدير الهى و زبان نگشودن به شكوه و اعتراض دعوت كرد:
فاصبرى على قضاءاللَّه ولا تشتكى.
امام حسينعليه السلام پس از اصابت تير سه شعبه به گلوى علىاصغرعليه السلام، دست خود را زير خون گلوى او گرفت و چون دستش از خون لبريز مىشد، به سوى آسمان مىپاشيد و مىفرمود:
هونٌ علىّ ما نزل بى انّه بعين اللَّه.
»اين مصيبتها بر من سهل است، زيرا در راه خداست و خدا آنرا مىبيند.«
از زمزمههاى عرفانى آن حضرت در واپسين لحظات حيات كه بر زمين افتاده بود، همين صبر بر قضاى الهى به گوش مىرسيد:
صبراً على قضائك يا ربّ، لا اله سواك... صبراً على حكمك يا غياث من لاغياث له.
در انقلاب اسلامى نيز، اگر پايدارى مردم در مبارزه و تحمّل شهادتها و دشوارىها نبود، اگر امام امّت در راه رسيدن انقلاب به پيروزى مقاومت نمىكرد و اگر رزمندگان اسلام در جبههها، آن همه شدايد را تحمل نمىكردند، هرگز انقلاب و جنگ به پيروزى نمىرسيد.
حادثهى كربلا آموزگار مقاومت بود و قهرمانان عاشورا، الهام دهندگان صبورى و شكيبايى خانوادههاى شهدا نيز از آنان صبورى آموختند.
امام امّت، در ترسيم صبر و مقاومت مردم ايران در برابر حملات دشمن به شهرها، از صبر و پايدارى آنان ستايش كرده، مىفرمايد؛ مبارك باد بر خانوادههاى عزيز شهدا، مفقودين و اسرا و جانبازان بر ملّت ايران كه با استقامت و پايدارى و پايمردى خويش به بنيانى مرصوص مبدّل گشتهاند كه نه تهديد ابرقدرتها آنان را به هراس مىافكند و نه از محاصرهها و كمبودها به فغان آيند... زندگى با عزّت را در خيمهى مقاومت و صبر، بر حضور در كاخهاى ذلّت و نوكرى ابر قدرتها و سازش و صلح تحميلى ترجيح مىدهند.

۷.سلام زيارت
سلام زيارت السلام على المقتول المظلوم، السّلام على الممنوع من ماء الفرات، السلام على سيّد السادات، السلام على قائد القادات، السلام على حبل اللَّه المتين، السلام عليك يا حجةاللَّه و ابن حجته و أبا حججه، أشهد لقد طيب اللَّه بك التّراب و اوضح بك الكتاب، و أعظم بك المصاب، و جعلك و جدّك و اباك و امّك و أخاك و ابنائك عبرةٌ لأولى الألباب... أشهد انّك حجة اللَّه فى أرضه و اشهد انّ الّذين خالفوك و أنّ الذّين قتلوك و الّذين خذلوك و أنّ الّذين جحدوا حقّك و منعوك إرثك، ملعونون على لسان النبىّ الامّى و قدخاب من افترى لعن اللَّه الظالمين منكم من الأولّين و الاخرين و ضاعف لهم العذاب الأليم عذاباً لايعذّبه احداً من العالمين.
»سلام بر كشته شدهى ستم ديده، سلام بر آن كه آب فرات بر او ممنوع شد، سلام بر آقاى آقايان، سلام بر بلند مرتبهى بلند مرتبگان، سلام بر ريسمان محكم خداوند، سلام بر تو اى حجت خداوند و فرزند حجتش و پدر حجتهاى او، گواهى مىدهم خداوند به وسيلهى تو خاك را پاك و مطهر قرار داد و كتاب )قرآن( به وسيلهى تو آشكار )و تبيين( گشت و مصائب وارد بر تو را اعظم )مصائب( قرار داد و تو و جدّت و پدرت و مادرت و برادرت و فرزندانت را جهت پند و اندرز براى اهل خرد و انديشه قرار داد... گواهى مىدهم تو حجت خداوند در زمين بودى و گواهى مىدهم كسانى كه با تو مخالفت ورزيدند و كسانى كه تو را كشتند و كسانى كه تو را خوار نمودند و كسانى كه حقّ تو را غصب نموده و از ارث خويش محروم نمودند لعن شدگان از زبان پيامبرخداصلى الله عليه وآله مىباشند. و كسانى كه بر تو تهمت و افترا بستند نيز اينچنين مىباشند. خداوند لعنت نمايد ستمگران بر شما را از پيشينيان و آيندگان و خداوند عذاب آنان را مضاعف گرداند آنهم عذابى دردناك كه هيچ يك از خلايق دو عالم آن طور معذب نگشتند.

۸. در همین نزدیکی کودکی است ....
با یادی از کودکان هموطن زلزله زده

۹.کودکان غزه قربانیان اصلی حملات صهیونیستها و سکوت اعراب
