آدم عليهالسلام و نخستين روز ماه ذی القعده
![]()
حضرت آدم را آدم التراب مینامند و کنیهاش ابوالبشر است و وصفش صفیالله که در ضمن در سورههای بقره ٬ اعراف ٬ حجر ٬ طه ٬ ص ٬ بنی اسرائیل و کهف از آن حضرت سخن به میان آمده
اخراج حضرت آدم و حوا از بهشت
آدم و حوا وارد بهشت شدند تا آنکه آدم از خداوند پرسید: « آیا موجودی برتر از من وجود دارد؟»
و خداوند فرمود: «ای آدم سر بلند کن» و آدم به عرش نگاه کرد و دید بر آن مکتوب شده است: « لا اله الاالله محمد رسول الله – علی بن ابیطالب امیرالمومنین و زوجه فاطمه سیده نساء العالمین و الحسن و الحسین سیدا شباب اهل لجنه»(↑ نقل شده از اصول کافی - تفسیر قمی در قصص شگفت انگیز قرآن کریم در صفحه ۲۹)
پس آدم پرسید:« اینها چه کسانی هستند؟» و خداوند فرمود: اینها از نسل تو هستند، هیچ گاه بر آنها حسد نورز و نخواه که در جای آنها باشی و اگر آنها نبودند نه تورا و نه زمین و آسمان و نه بهشت و جهنم را خلق میکردم.
درخت ممنوعه فقط برای آن پنج تن خلق گشته بود. این درخت نسبت به تمام درختان بهشت متمایز بود زیرا از همه نوع میوه و ثمره نیکو در آن وجود داشت.
شیطان به صورت مخفی وارد بهشت شد و آدم و حوا را فریب داد، به آنها گفت: خداوند نهی نفرموده شما را از کل ثمره این درخت، مگر برای آنکه خیر شما را نخواسته زیرا اگر از ثمره این درخت بخورید، دو فرشته میشوید یا علم غیب پیدا میکنید یا قدرتی پیدا میکنید بیش از عزیزان خدا، یا کارتان به جایی میرسد که همیشه در بهشت خواهید ماند و در زمره خالدین باشید، و هیچ گاه مرگ به سراغتان نمیآید(↑ آیه ۲۰ اعراف)
و قسم خورد که من ناصح و خیر خواه شما هستم.(↑ و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین)
آدم فریب شیطان را نخورد و قبول نکرد که از دستور خداوند سر پیچی کند و شیطان به نزد حوا رفت و به او گفت: تو میتوانی بروی و از آن درخت استفاده کنی، خداوند در جواب عبادتهای تو این امکان را فراهم آورده و اگر به انجا بروی خواهی دید که نگهبانها با تو کاری نخواهند داشت و این خود دلیلی بر این امر است، بشارت باد تو را که اگر زودتر از آدم از آن بخوری بر او مسلط میشوی، یعنی او مطیع تو میشود.
پس حوا با خود فکر کرد باید این مسئله را امتحان کند تا از صحت این موضوع با خبر شود. پس به سمت درخت رفت و زمانی که نگهبانها میخواستند بر وی حمله کنند، خداوند به نگهبانها فرمود: « شما مسئول جلوگیری از موجودات بی اراده و بی عقل هستید، حوا موجودی عاقل است، او را به حال خود واگذارید. پس اگر او اطاعات کند وی را ثواب میدهم و اگر معصیت کند مجازات میشود.» حوا که دید نگهبانها با او کاری ندارند گمان کرد که حرفهای شیطان درست بوده است. پس از درخت خورد و به آدم هم گفت که نگهبانها جلوی مرا نگرفتند و خوردن از آن حلال شده است، پس آدم نیز به خود مغرور شد و از آن خورد.(↑ قصص شگفت انگیز قرآن مجید)
حوا و آدم آنقدر از آن درختان خوردند که جامه بهشتی از تنشان خارج شد و مکشوف العوره شدند. از برگهای درختان بهشتی چیدند و با آنها خود را پوشاندند. (↑ ۲۲ اعراف)
خداوند به آدم و حوا گفت: آیا من شما را از نزدیکی به این درخت منع نکردم؟ آیا نگفتم که شیطان از برای بنی نوع انسان دشمنی ظاهری و قوی است، چرا به گفتار او مغرور شدید؟ (۲۳ اعراف)
آدم و حوا به جرم خود اعتراف کردند و از خداوند طلب بخشش کردند.( آیه ۳۶ بقره)
ولی خداوند قبول نکرد و به فرشتگان گفت که آنها را از درگاه خود بیرون کنند و آدم به خداوند گفت: خداوندا به حق آن پنج تن توبه مرا بپذیر و از گناهم حذر کن.
و خداوند فرمود: برو به سوی زمین تا توبهٔ تو را قبول کنم.
هنگامی که آدم قصد خارج شدن از بهشت را داشت، گفت: « بسم الله الرحمن الرحیم.» و جبرئیل گفت: ای آدم، کلام بزرگی بر زبان آوردی، صبر کن، شاید حی سبحان ببرکت آن از تقصیراتت بگذرد.
خطاب شد: ای جبرئیل بگذار به زمین برود و نسل او زیاد شود، من به برکة بسم الله ، فوج فوج گنه کار بیامرزم و از برای بسم الله خواص و نتائح و فوائد بسیار است، هر کس بخواهد اطلاع بر آنپیدا کند به کتب اخبار مراجعه کند (↑ قصص شگفت انگیز قرآن مجید – صفحه ۳۶)
خلقت آدم عليهالسلام
از امام محمد باقر عليهالسلام نقل شده است: چون مشیت الهی تعلق گرفت باینکه آدم را ایجاد نماید، برداشت از طرف یمین یک غرفه آب گوارا و با خاک مخلوط ساخت و گل خشک شد و از جانب چپ یک قبضه آب شور ناگوار برداشت و گل ساخت بعداً هر دو گلها را مخلوط و از ممزوج طینتین آدم را آفرید(۱)
آنچه در نوشتههای اسلامی و قرآن موجود است، خداوند گل آدم را در برابر عرش خود قرار داد، پس به ملائکه جهات ( که مراد شمال – جنوب – صبا – دبور باشند ) فرمان داد تا بادهای مختلف را بر آن سلالهٔ طین بوزند و در آن طبایع اربع را که عبارت از صفراء، سوداء، بلغم و دم باشد جاری سازند.
- صفراء از تاثیر باد جنوب است که نتیجه آن ایجاد علاقه به زنان، آرزوهای زیاد و حرص است.
- سوداء از تاثیر باد بور بوده و نتیجه آن غضب، سفه، شیطنت، تکبر، تمرد و عجله حاصل گشته است.
- بلغم از تاثیر باد شمال است، که در طنیت او ایجاد شد، علاقه به غذا، شراب، حلم و رفق نصیبش گردید.
- دم از تاثیر باد صبا است، که منظور خون است، علاقه به فساد و لذتها، ارتبکاب محرمات و پیروی از مشتهیات ایجاد شد(۲)
در نهایت خداوند انسان را خلق نمود و چهل سال بهمان حال بدن او را بدون روح به حال خود گذاشت و شیطان به دفعات به نزد پیکر آدم میآمد و از خود میپرسید:« این پیکر برای چه خلق شده است؟(۳) اگر خدواند به من فرمان سجده کردن در برابر این موجود را بدهد، من در برابر آدم سجده نخواهم کرد(۴)
وقتی مدت ۴۰ سال تمام شد روح در پیکر ادم دمیده شد و آن زمان که روح به زانو یا کمر آدم رسید او توانست حرکت کند و خواست برخیزد ولی نتوانست و این خود اشارهای به آیه « خلق الانسان من عجل » دارد. در نوشته آمده است که روح از پای انسان وارد بدن او شد و در نهایت زمانی که روح به بینی آدم رسید، او عطسه کرد و برخاست و نشست و گفت: «الحمد الله»
و خداوند در جواب آدم فرمود: « یر حمک الله ربک یا آدم »
* در قدیم عقیده بر آن بود که جسم انسان از چهار عنصر طبیعت ( آب، خاک، هوا، آتش ) ایجاد شده است. ولی علم اثبات کرده است که در انسان بیش از هفتاد عنصر وجود دارد و جسم انسان از بخشها و ذرات مختلفی بوجود آمده و فقط منحصر به این چهار عنصر نمیباشد(۵)
پس از خلقت آدم عليهالسلام
خداوند پس از خلقت حضرت آدم برای آنکه به فرشتگان خویش برتری آدم را اثبات نمایند آنکه مقام خلافت بالاتر از آن است که آنها توانایی کسب آنها را داشته باشند، به آدم علم اسماء(۶) را یعنی اسمهای کوهها، دریاها، بیابانها، نباتات، حیوانات و چیزهای دیگر را آموخت(۷)
سپس خداوند ملائکه را به گرد هم آورد و برتری آدم را به آنها اثبات نمود. فرشتگان نیز با مشاهده این امر اعلام عجز و ناتوانی نسبت به آدم کردند. طبق قولی که خداوند از فرشتگان گرفته بود مبنی بر اینکه پس از دمیده شدن روح در آدم باید بر او سجده کنند، به دستور خداوند فرشتگان بر آدم سجده کردند.
همین مسئله مقام و منزلت آدم را نشان میداد، زیرا سجده به غیر از خدا بر دیگر موجودات روا نیست. به همین دلیل در نوشتههای مکتوب و احادیث آمده است که سجده به آدم به ماننده سجده بر خدا بوده است زیرا نور خاتم النبین و اهل بیت معصمومین در صلب ادم قرار داشت و به احترام انان آدم مورد احترام قرار گرفت:(۸)
آدم بکجا و اینهمه رتبه و جاه *** از مرتبهٔ پسر پدر آدم شد
تمام ملائکه به آدم سجده کردند جز ابلیس که امام رضا عليهالسلام گفته اند که نام اصلی وی حارث و نامی که با آن شهرت داشته عزازیل بود و به دلیل تکبر، حسادت و از سجده امتنا ورزید. شیطان به خداوند گفت: پروردگارا مرا از سجده بر آدم معاف دار، تا من به نحوی عبادت انجام و بطوری اطاعت کنم از تو که هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی چنان عبات نکرده و نکند.
خداوند پاسخ داد: ما را به عبادت تو نیاز نیست و عبادت آن است که من میخواهم و من میگویم، نه آنچه تو میخواهی.
خدواند به شیطان فرمود: « چه چیز مانع شد تو را از سجده کردن به انسان.» و شیطان جواب داد: من از آدم برترم، مرا از آتش و آدم را از گل افریدی.(۹)
خدواند در جواب ابلیس فرمود: هبوط کن از منزلتی که داری و خارج شو از صف ملائکه که اینجا مقام و مکان خاشعان و مطیعان است نه جای سر کشان و متمردان، بیرون رو که تو از صاغران و پست فطرتان هستی(۱۰)
پس شیطان از خداوند مهلت خواست تا روز معلوم تا فرزندان آدم را گمراه سازد، شیطان از خداوند در خواستهایی را داشت که خدواند نیز انها را بر آورده کرد و دلیل آن این بود که شیطان در آسمان دو رکعت نماز خوانده بود که هر کدام چهار هزار طول کشیده بود. در خواستهای شیطان از این قرار بودند:
- بداند روز معلوم چه روزی است.
- بتواند بر فرزندان ادم مسلط گردد.
- در پیکر آنان جاری شود.
- در برابر هر فرزند از نسل آدم صاحب دو فرزند از نسل خود شود.
- شیطان انسانها را بتواند ببیند ولی فرزندان آدم او را نتوانند ببینند.
- و در نهایت خواست که بتواند به هر شکل و ظاهری در نزد انسانها ظاهر شود.
سپس خداوند شیطان را پست و حقیر از درگاه خود بیرون کرد(۱۱)
خلقت حوا (ع) برای آدم (ع)
خداوندسپس ، حوا را خلق نمود. بدین شکل که خداوند آدم را در خواب کرد سپس حوا را آفرید و به حوا امر کرد که آدم را تکان دهد تا وی بیدار شود و بعد به حوا فرمود: از آدم دور شو.
آدم از جایش بلند شد و موجودی زیبا و نیکو رو را در برابرش دید، پس پرسید: «کیستی تو؟». و حوا جواب داد: مخلوقی هستم که خدا مرا آفریده، چنانچه میبینی.
در این موقع آدم عرض کرد: خداوندا کیست این موجود زیبا که من هم صحبتی و نزدیکی با وی را دوست دارم و مایلم به وی نگاه کنم.
خداوند فرمود: این اٍمه و خدمتگزارمن (خداوند) است، آیا میخواهی که همیشه با تو و انیس و هم سخن تو باشد؟
آدم عرض کرد: خداوندا، آری مایلم.
پس قرار شد که حوا به شرط آنکه آدم همه علوم کائنات و دینی را به وی بیاموزد، همسر وی گردد، سپس آدم به حوا گفت:« نزد من آی...» و حوا جواب داد: «نه، تو نزد من آی!» و بعد خداوند به آدم فرمود که تو باید به نزد حوا روی.
و این چنین آدم و حوا به عقد هم در آمدند و خداوند آنها را وارد بهشت کرد و به آنها اجازه خوردن و آشامیدن از همه نعمات بهشتی را داد جز یک درخت که فرمود: « به این درخت نزدیک نگردید وگرنه از ظالمان هستید.» را داد(۱۲)
- حدیث قدسی – اصول کافی
- کتاب قصص شگفت انگیز قرآن مجید، نوشته حاج علی آقا قاضی زاهدی گلپایگانی در سال ۱۳۴۸ هـ.ش صفحه ۱۲
- و قی روایه رواها القمی باسناده یقول (ع) فخلق الله آدم و بقی اربعین سنته مصورا وکان یمر به ابلیس للعین فیقول لامر ما خلقت. ( روایت قمی علیه الرحمه – تفسیر علی بن ابراهیم )
- اوقال لامر عظیم خلقت وقال العالم (ع) فقال ابلیس لئن امرنی الله بالسجود لهذا عصیته.
- -کتاب قصص شگفت انگیز قرآن مجید، نوشته حاج علی آقا قاضی زاهدی گلپایگانی در سال 1348 هـ.ش صفحه 14
- مقصود از علم اسماء، علم لغات نیست، بلکه همون علوم دنیوی و آگاهی از حقایق مخلوقات و کائنات است ( قصص شگفت انگیز قرآن کریم – صفحه 15 )
- و علم ادم الاسما کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبونی باسماء هولاء ان کنتم صادقین
- قصص شگفت انگیز قرآن کریم – صفحه 17 – روایت امام رضا (ع) : قسجد الملائکه کلهم اجمعون الا ابلیس ابی و استکبر.
- قال منعک الا تسجد اذا امرتک ( سوره اعراف آیه 12 ) قال انا خیره منه خلقتی من نار و خلقته من طین.
- قال فاهبط منها فمایکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من اصاغرین. ( سوره اعراف آیه 13 )
- قصص شگفت انگیز قرآن کریم - صفحه 25
- نقل شده از اصول کافی - تفسیر قمی در قصص شگفت انگیز قرآن کریم در صفحه 29 از سوره بقره
نام چند تن از فرزندان آدم و حوا به این شرح است:
- هابیل
- قابیل
- اقلیما (که با هابیل دوقلو بود)
- غارورا (که با قابیل دوقلو بود) ، که برخی وی را لوذا و برخی الیزا می دانند
- شیث(که ظاهرا بعد از مرگ هابیل به دنیا آمده)
- یافث
- فریدا
- صیدا
- لوذا
( سید ابوتراب صفایی آملی،قصه های قرآن،تهران،چاپ سوم)
