اول شهریور گرامیداشت ابن سینا پدر پزشکی جهان
پزشکان ضامن سلامت جامعه ، امنیـت روحی بیماران و فرشتگان نجاتی هستند
که درد جسم را با روح بلندشان در سایه لطف الهی التیام می بخشند.
این روز بر جامعه پزشکی و تمامی پزشکان متعهد کشور، مبارک باد
.در تمام جهان لباس فارغ التحصيلي (دكترا) را به احترام “Avicenna” “آوی سنا” که همان “ابن سینا” است که لباس بلند رداگونه می پوشیده،مي پوشند، آن کلاه هم نشانه همان دستار است و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی که ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می کردند و به دوش می انداختند.
جشن "روز پزشک" امسال برگزار نمی شود
به گزارش مهر، سازمان نظام پزشکی ایران با صدور اطلاعیهای ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با داغدیدگان این حادثه، اعلام کرد مراسم گرامیداشت روز پزشک امسال را لغو کرده و هزینههای مربوط به آن را جهت رسیدگی به مصدومان و حادثه دیدگان زلزله اخیر آذربایجان اختصاص خواهد داد.
واقعه جانگداز زلزله در آذربایجان شرقی و شهرهای اهر، ورزقان و هریس و جان باختن صدها تن از مردم شریف و غیور این استان در این حادثه موجب تألم و تأثر همگان گردید.
امروز ایران عزیز سوگوار و اندوهگین از رنجی است که بر مصیبت دیدگان این حادثه جانخراش رفته است. حادثه ای گران که کام مردم شریف ایران را تلخ کرد با دلی سرشار از درد، جامعه پزشکی به احترام درگذشتگان و مصیبت دیدگان این حادثه دلخراش و به رسم همدردی با بازماندگان، امسال جشن روز پزشک را در یکم شهریور ماه برگزار نمی کند چرا که شادی و جشن زمانی خوشایند است که مردم ایران اسلامی در ماتم و رنج نباشند.
جامعه فرهیخته و متعهد پزشکی که همیشه مرهم آلام و رنجهای هموطنان بوده و در سخت ترین شرایط در کنار ملت شریف ایران هستند با تاسی از آموزه های دینی و انسانی جشن روز پزشک را برگزار نمی کند و هزینه های این جشن را برای کمک به هموطنان حادثه دیده خود اختصاص می دهد تا این پیام به گوش هموطنان غیور آذربایجان شرقی برسد که پزشکان سراسر کشور نیز سوگوار رنج شما هستند.
اختصاص بودجه مراسم روز پزشک به مردم زلزله زده
به گزارش خبرگزاری مهر، با اعلام خبر لغو مراسم سالیانه گرامیداشت روز پزشک و اختصاص بودجه این مراسم جهت رسیدگی به زلزلهزدگان آذربایجان شرقی، تعداد زیادی از سازمانها و شوراهای هماهنگی نظام پزشکی استانها و شهرستانهای کشور و نیز برخی شخصیتهای حقیقی و حقوقی عضو جامعه پزشکی با ارسال پیامهایی ضمن تقدیر از این اقدام، حمایت و مشارکت خود را از آن در قالب اهدای کمکهای نقدی و غیرنقدی به مردم زلزله زده آذربایجان اعلام نمودند.
علاوه بر سازمانهای نظام پزشکی، اردبیل، تبریز و اهر که پیش از این، مراسم روز پزشک را لغو کرده و به کمک زلزله زدگان شتافته بودند، تاکنون مسئولان سازمانهای نظام پزشکی 110 شهرستان، اعضای شورای عالی نظام پزشکی، اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی و تعدادی از انجمنهای علمی تخصصی پزشکی نیز با ارسال نمابر، جهت ارایه هر نوع کمک به مردم حادثه دیده آذربایجان اعلام آمادگی نمودهاند.
روز پزشک گرامی باد

یكم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته نامدار ایرانی جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و روز پزشك بر تمامی طبیبان فرزانه و جامعه پزشكی تلاشگر ایران اسلامی خجسته باد.
در پیشینه تاریخی و فرهنگ عمومی و باور اجتماعی مردم سرزمین كهن ایران اسلامی، همواره طبابت و طبیب از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است.
طبیب را مظهر اسم مُحیی و احیاء گری نامیده و او را عیسوی مسلك می دانستند كه با دم مسیحیائی خویش درد و رنج را از جسم و روان دردمندان زدوده و شوق امید را در كالبد جسم و روح زندگی آنان می دمیده است و با چنین نگاه و انتظاری، طبابت نیز با حكمت و اخلاق درآمیخته و طبیب خود را نیازمند عنایت شافی مطلق و حقیقت محض می پنداشته است.
در فرهنگ اسلامی، ارزش دانش گرانقدر پزشكی و فعالیت حرفه ای طبیب تا بدان اندازه والا و عظیم است كه طبیب مظهر اسم شریف محیی و احیاء گری معرفی شده است و همچنین در متن فرهنگ و حیات اجتماعی مردمان این مرز و بوم نیز طبیب و طبابت از جایگاه ویژه و اهمیت والایی برخوردار بوده است، تا بدان اندازه كه بیماران و دردمندان نه فقط برای جستجوی تسكین و درمان دردهای جسمانی خویش، بلكه در مقام مشاوره و هدایت جویی در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود به حكیم و طبیب متوسل می گردیده اند، چرا كه حكیم و طبیب در افق نگاه و قضاوت آنان شخصیتی مبـّرز و برخوردار از دانش فقهی و پزشكی و آراسته به فضائل والای اخلاقی بوده است و نماد برجسته و الگوی بارز چنین اندیشوران دلسوز وعالمان فرزانه در تاریخ پر فروغ این سرزمین، طبیب نامور و نابغه بزرگ ایرانی، شیخ الرئیس ابوعلی سینا بود كه بدلیل ارتباطش با خدا و مكتب وحی، نور حكمت الهی در دل او درخشید و به حكیم الهی تبدیل شد.
همان دانشمند بزرگی كه با نبوغ والا و مجاهدات بی شائبه در عرصه كشف و تبیین واقعیت ها و مفاهیم علمی، خدمات بزرگی به جهان علم و بشریت نموده و تألیفات ارزشمند وی سالیان مدیدی عامل تعمیق و پویایی آموزش و تحقیق در معتبرترین مراكز علمی و آكادمیك دنیا بوده است.
این فرهنگ و باور در سایه تعالیم توحیدی، بزرگ مردانی را تربیت كرده است كه فروغ علم و اندیشه شان در سپهر دانش بشری، راهگشا بوده است و همگان را به همراهی فراخوانده است. ابن سینا، جرجانی، رازی و ... دانشمندان شهیر و طبیبان فرهیخته ای هستند كه پرچم دار همراهی دانش و اخلاق بوده و در سایه سار ارزش های دینی و آموزه های توحیدی، علم را در خدمت انسانیت و رشد فضلیت های اخلاقی قرار داده اند.
جامعه پزشكی ایران اسلامی، علاوه بر برخورداری از چنین پیشینه ارزشمند و افتخار انتساب روز پزشك به زادروز طبیب و فیلسوف نامدار ایران اسلامی شیخ الرئیس ابن سینا، مفتخر است كه در همه اعصار، فضای معنوی آن معطر به عطر وجود بزرگ مردان گمنام و نیك اندیشان موحدی بوده است كه وسوسه های فریبناك مادی و تفاخرات دنیوی در مقابل روح بلند آنان سر تعظیم و ستایش سائیده است و افتخار خدمت به محرومین و دردمندان را با هیچ موقعیتی برابری نداده اند.
در بازخوانی این پیشینه افتخارآمیز، حضور سبز و حماسی پزشكان ایران اسلامی در سال های دفاع مقدس فصل درخشانی است كه به علت قرابت و همراهی با عظمت معنوی ارزش های شهادت و ایثار، جاودانگی یافته و با تقدیم شهیدان والا مقامی چون دكتر رهنمون، دكتر طباطبایی، دكتر كرباسی و سایر شاهدان، فضای فرهنگی جامعه پزشكی كشور را عزت و آبرو بخشیده است.
بی تردید یاد آنان همواره هم آوائی پزشكان و پیراپزشكان را در زمزمه سرود بلند ایستادگی، آرمانخواهی و سرافرازی نظام مقدس جمهوری اسلامی همگام با امت صبور ایران اسلامی استمرار خواهد بخشید.
روز پزشك فرصت مغتنمی است تا سیاستگذاران و مدیران عرصه آموزش پزشكی و بهداشت و درمان كشور با همفكری، همراهی و مساعدت همه مجامع و نیروهای دلسوز جامعه پزشكی سیاست ها و راهكارهای ترویج و اشاعه ارزش های معنوی و اخلاق پزشكی و ارتقاء جایگاه و منزلت شاغلین حرفه های پزشكی را مورد بازخوانی و توجه قرار داده و با برنامه ریزی و بهره مندی از توانمندی های ملی در عرصه تقنینی و اجرائی، مسئولیت ملی خویش را در جهت حل و رفع معضلات و مشكلات جامعه پزشكی كشور، به ویژه پزشكان جوان اداء نمایند.

زندگینامه ابوعلی سینا
ابوعلی حسین بن عبد الله بن سینا در سال 359 در روستایی در حوالی بخارا چشم بر جهان گشود . پدرش عبد الله اهل بلخ بود و مادرش ستاره نام داشت ، زنی از اهالی روستای افشنه .
عبد الله پدر بو علی دوران جوانی اش را در زادگاه گذرانیده و سپس به بخارا پایتخت حکومت سامانیان عزیمت کرد .
هنگامی که عبد الله از شهر پدران خود به بخارا رفت سیصد سال از حکومت تازیان بیگانه گذشته بود و سامانیان بر بخارا حکم می راندند .
هنگامی که ابن سینا پنج سال داشت ، نزد پدر که مردی فاضل بود حساب ، ریاضیات ، رو خوانی قرآن و صرف و نحو زبان عربی می آموخت او از همان ابتدا بسیار باهوش بود و برای کسب دانش شوق و اشتیاق فراوانی داشت پس از چندی نیز به مکتب رفت که سر آمد هم مکتبی های خود بود
او در ده سالگی قرآن را حفظ کرده و ادبیات و هندسه ریاضیات و صرف و نحو عربی را نیز میدانست ، او به طبیعت و گیاهان و حیوانات علاقه خاصی داشت و اوقات فراغت را در دشت و صحرا به جستجو و کسب تجربه می پرداخته و بدین صورت از دوران کودکی به خواص گیاهان دارویی و طبابت علاقه مند شده است
هنگامی که ابوعلی دوازده سال داشت به همراه خانواده در بخارا ، پایتخت سامانی می زیست و پدرش عبد الله نیز دارای شغل و منصب دیوانی بود .
عبد الله فرزند خویش را نزد استادی به نام عبد الله ناتلی فرستاد تا نزد او معلومات خود را تکمیل کند . پیش از آن هم ابوعلی علم فقه را از شخصی به نام اسماعیل زاهد فرا گرفته بود .
ابوعلی به حدی باهوش بود که گاهی در مطالب علمی وجوه تازه ای میافت به طوری که باعث تعجب استاد خود می گشت . ناتلی نیز وی را تشویق به فراگیری علوم و دانش اندوزی میکرد و بدین گونه ابوعلی علم منطق را فرا گرفت و بعد به تکمیل ریاضیات پرداخت .
ابوعلی سینا برای تکمیل و ارتقا معلومات خود چاره ای جز مداومت و کوشش خویش نداشت او طبیعیات و الهیات را نزد خود خواند . او تمامی کتابهایی که در دسترسش قرار میگرفت سود می جست و علم پزشکی را نیز خود به وسیله کتابهای بزرگان و تجربیات عملی نزد خود فرا گرفت
ابوعلی در جوانی حکمت ماوراء الطبیعه را نیز آموخت و هر کتابی که در این زمینه به دستش می رسید مطالعه و تجزیه و تحلیل میکرد . روزی کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو را به دست آورد و شروع به مطالعه آن کرد اما هر چه میخواند مفاهیم نهفته در آن را به دست نمی آورد و باز از ابتدا می خواند تا اینکه بیش از بیست بار کاتب را خواند اما هنوز مفهوم جملات کتاب را به درستی درک نمیکرد تا اینکه یک روز که از بازار بخارا عبور میکرد فروشنده ای راه او را گرفت و کتاب فرسوده ای را به وی فروخت . وقتی شروع به خواندن کتاب کرد متوجه شد که کتاب نوشته ابونصر فارابی و در مورد شرح اغراض ما بعید الطبیعه ارسطو است همان کتابی که هر چی ابوعلی رد آن اندیشیده بود برایش مفهوم نشده بود .
در سال 375 هنگامی که ابوعلی سینا هجده سال داشت نوح دوم بر بخارا حکومت میراند . روزی غلامان امیر به دنبال وی آمدن تا برای معالجه امیر به بالین ی رهسپار شود .
ابو علی سینا سابقه بیماری و نشانه های بیماری را که در امیر ظاهر شده بود از ابن خالد - پزشک مخصوص دربار - پرسید .معلوم گشت که امیر از مدتی پیش دچار درد و سوزش شدید معده و حالت تهوع شده و نیز بخشی از بدنش لمس گشته . ابو علی از روی عوارض بیماری به بیماری امیر پی برد و با بررسی ظروف مخصوص خوراک امیر بیماری امیر را مسمومیت ناشی از سرب اعلام کرد و اقدام به درمان بیماری امیر کرد .
ابوعلی در قبال معالجه امیر از وی خواست اجازه ورود و استفاده آزادانه از کتابخانه سلطنتی بخارا را کرد - چرا که تنها شاهزادگان و بزرگان حق استفاده از ان را داشتند - و نوح ابن منصور نیز موافقت کرد .
این واقعه که در هجده سالگی ابوعلی سینا اتفاق افتاد فصل تازه ایی در علم اندوزی و کسب دانش برای وی گشوده شد . کتابخانه بخارا کی از کاملترین کتابخانه های آن روزگار ایران به شمار میرفت و از اکثر کتابهای قدیمی و کمیاب یک نسخه در آن موجود بود
روزی که ابن سینا به کتابخانه سلطنتی پا گذاشت ، شادی اش از دیدن کتابهای گوناگون موجود در آن بی حد و حصر بود . ابو علی با حرص و ولع همه آنها را از نظر گذرانید و در طول سه سالی که ابو علی در آن کتابخانه بود و به گفته یکی از شاگردانش دوره طلایی برای تکامل وی محسوب می شد را بگذراند و معلوماتش را در فقه عمیق تر کند . همچنین در مورد ادبیات و موسیقی و زوایای مختلف انها به تجربه و تحقیق بپردازد . او توانست بر روی نقشه های نجومی منجمان گذشته کار کند
ابو علی در سن بیست سالگی شروع به نوشتن کرد و مجموعه ای در ده جلد به نام حاصل و محصول را به رشته تحریر در آورد بعد کتابی در باب اخلاق با عنوان البر و الائم - بی گناهی و گناه - نوشت ، نوشته بعدی وی کتابی در باب فلسفه به نام حکمت عروضی در بیست و یک جلد می باشد
هنگامی که ابوعلی سینا بیست و یک سال داشت . روزی در کتابخانه مشغول مطالعه بود که متوجه حریق در قسمت را کتابخانه شد . سعی ابوعلی و نگهبانان برای خاموش کردن آتش بی فایده بود و کتابها طعمه آتش قرا گرفت بعد از آتش سوزی که به روایاتی عمدی و توسط دشمنان ابوعلی در دربار صورت گرفته بود در شهر شایعه کردند که خود بوعلی کتابخانه را آتش زده که این موضوع نیز در امیر اثر کرد و سبب شد تا از ورود ابوعلی به بیمارستان و درمانگاه جلوگیری کنند . در همین حال پدر بوعلی نیز درگذشت وسبب شد تا بوعلی تصمیم به سفر گیرد و با دوست خود ابوسهل مسیحی در سال 379 ترک دیار کرد و راهی مقصدی نا معلوم شد
ابوعلی سینا پس از ترک پایتخت سامانی و گذشت نزدی به یک ماه در یکی از استراحتگاه های میان راه با مردی به نام منصور بن عراق برخورد کرد کسی که خود از نجیب زادگان و اندیشمندان دربار خوارزم بود و ابن سینا را به دربار خوارزم دعوت کرد . در آن زمان دربار خوارزم تمامی دانشمندان و فرزانگان را به دربار خود دعوت میکردند که به سبب وزیر فاضل ابن مامون ابوالحسن احمد بن سهیلی بود که دانشمندان را در دربار خوارزم جمع میکرد
مرکز حکومت ابن مامون خوارزمشاه ، شهر گرکامج در ساحل رود جیحون بود . در دربار خوارزمشاهیان ابوعلی سینا و ابوسهیل به گرمی استقبال شدند ، و خود سهیلی وزیر خوارزمشاه به پیشواز ایشان آمد . پس از مدتی استراحت با امیر ابن مامون دیدار کردند و او نیز به ایشان خوش آمد گفت
ابو علی برای مدتی نزدیک به سیزده سال در گرگانج ماند و در طول این مدت وقت خود را به تدریس ، تحریر و معالجه بیماران گذراند . وی در این مدت کتابها و رسالات زیادی به رشته تحریر در آورد که از جمله آنها میتوان رساله ای در مورد نبض به زبان فارسی ، رساله ای در مورد بیهودگی پیش بینی آینده بر اساس حرکت ستارگان به زبان عربی و قصیده ای در مورد منطق ، کتابی در باب فلسفه به نام بقاء النفس الناطقه و رساله ای در باب افسردگی با نام حزن الاسبابه و بسیاری بسیاری دیگر نوشت
در این سالها ابوسهل همواره همرا بوعلی بود و دوستی بسیاری بین آنها پدید آمده بود . یک روز فرستاده ای از سلطان محمود غزنوی خبر داد که خوارزمشاه باید تمامی دانشمندان خود را نزد او و به پایتخت غزنویان روانه کند در این زمان بوعلی بر خلاف دیگر دانشمندان به غزنین نرفت و بعد از سیزده سال اقامت در گرگانج در زمستان سال 392 به هراه دوست خود ابوسهل مسیحی شبانه از گرگانج گریخت . سلطان محمود از نیامدن ابن سینا ناراحت شده و دستور میدهد تصاویر زیادی از وی کشیده برای فرمانروایان خراسان بفرستند وبرای دستگیری و تحویل او جایزه بزرگی تعیین میکند .
ابو علی سینا ابتدا برای دیدن مادر خود راهی خراسان و شهر بخارا میشود . اما به زودی ماموران از برگشتن وی باخبر میشوند و و او دوباره مجبور به فرار میشود . و این بار همراه دوست خویش ابوسهیل راهی گرگان نزد سلطان قابوس بن وشمگیر میشود در بین راه بر اثر طوفان شن دوست و همراه خود ابوسهل را از دست میدهد .ابوعلی سینا بعد از طی مراحلی سخت وارد گرگان میشود که باخبر میشود سلطان قابوس توسط سپاهیانش کشته شده است .ابوعلی سینا هنگام ورود به شهر مورد لطف و احترام زرین گیس دختر سلطان قابوس که مانند پدر دوستدار فضلا بود قرار گرفت
ابن سینا اوایل سال 392 به گرگان رسیده بود در منزل شخصی به نام ابو محمد شیرازی سکنا گزیددر این دوران بود که ابو عبیداله جوزجانی یکی از دانشجویان مستعد ابن سینا به خدمت او درآمد و تا پایان عمر ابوعلی سینا درخدمت او ماند . اوبعلی مدت یک سال در خانه ابو محمد ماند . ی مطالب را به ابو عبید جوزجانی میگفت و او مینوشت و مطالبی تحت عنوانهای الادویة القلبیه - دارویی برای قلب - و اروزة فی الطب - قصیده ای در باب طب - و در همینجا بود که فکر تالیف کتابی به نام قانون در مورد طب در ذهن ابوعلی پیریزی شد .
ابوعلی در سال 393 عازم ری شد در این زمان پادشاهان آل بویه در نواحی شمالی و مرکزی ایران سلطنت میکردند ابن سینا به درخواست سیده خاتون ، زن فخر الدوله ، پادشاه ال بویه برای درمان فرزندش به ری رفت و پس از درمان مجدالدوله که صرع داشت ریاست و سرپرستی بیمارستان ری را پذیرفت
در سال 394 ابوعلی به خدمت شمس الدوله در آمد ، شمس الدوله که از بیماری قولنج رنج میبرد و پزشکان بیماری وی را تشخیص نمیدادند توسط ابوعلی بهبود یافت و سمت طبیب مخصوص امیر را گرفت و بعد از چند ماه به سمت وزارت شمس الدوله منصوب گشت .
در طی سالهایی که در همدان گذرانید نوشتن کتاب قانون در سال 398 به پایان رسید او در این دوران تعداد قابل توجهی کتاب و رساله نوشت . روز ها را صرف تدریس و طبابت در بیمارستان و رسیدگی به امور سیاست میکرد و شب ها را صرف تحریر و تالیف کتاب و بعضا بحث و شب نشینی با اندیشمندان همدان میکرد .
در چهارمین سال وزارت قانونی برای کم کردن جیره غلامان و سپاهیان تدوین کرد که سبب شد سپاهیان علیه وی شورش کنند . شمس الدوله برای راضی کردن سپاهیان ابوعلی را به خانه شخصی به نام شیخ سعید ابن دخدوک تبعید کرد و فرمان او را جلوی چشم سپاهیان سوزاند . در دوران تبعید بود که ابوعلی کتاب شفا در مورد فلسفه و نکات مثبت نظریات ارسطو نوشت
بعد از مدتی بیماری امیر وخیم شد و ابوعلی را نزد وی آوردند و بوعلی سمت وزارت خود را از سر گرفت . در همین ایام نامه ای از ابو ریحان بیرونی دریافت کرد که حاوی ده سوال بود که جواب آنها را در رساله ای به نام الاجویه عن مسائل ابوریحان بیرونی نوشت
بعد از مرگ شمس الدوله ابوعلی سینا با علاء الدوله دائی شمس الدوله که حاکم اصفهان بود مکاتبه کرد و خواستار حضور در دربار وی شد که بعد از باخبر شدن سماء الدوله جانشین شمس الدوله ، به جرم خیانت او را در زندان دژ فرد جان در ناحیه فرهان زندانی کرد . ابوعلی کار نوشتن را در زندان نیز ادامه داد در سال 402 علاء الدوله به همدان حمله کرد ولی موفق به گرفتن دژ فرد جان نشد . بعد از آن سماء الدوله ابن سینا را مورد عفو قرار داد و او را به همدان باز گرداند . ولی بوعلی ماندن در همان را صلاح ندانست و از همدان گریخت و راه اصفهان را در پیش گرفت
او در مدت زندان کتابهای الهدا فی الحکمت - راهنمای عقل - و کتابی دیگر با نام حی بن یقظان - زنده بیدار - را به پایان رساند و رساله ای در باب قولنج و بیماری قلبی به رشته تحریر در آورد
در سال 403 ابو علی به اصفهان وارد شد وبه عنوان یکی از نزدیکان علاء الدوله در آمد
ابوعلی سینا در اصفهان کتاب شفا را به پایان رساند . و بعد در سال های آخر عمر تمامی تجربیات خود در زمینه طب را در کتاب قانون نوشت و کتاب ارزشمند خود را کامل کرد
در مهر 415 خبر حمله مسعود پسر سلطان محمود غزنوی به اصفهان رسید در همین هنگام علاء الدوله با سپاهیان خود از اصفهان خارج شد اوب علی نیز به همراه علاء الدوله از اصفهان خارج شد ولی کتابهایش در اصفهان ماند که مورد تاراج غارتگران ترک قرار گرفت و بسیاری از آنها از بین رفت یا به غزنه منتقل شد
علاء الدوله به سمت همدان حرکت کرد در این سفر ابوعلی به قلنج مبتلا شد که جوزجانی به کمکش آمد ولی بوعلی برای آنکه زودتر بهبود یابد میزان دارو را افزایش داد که سبب از بین رفتن قوای جسمی او گشت او در این زمان کتابی در مورد اثبات خدا با نام حکمت المشرقین - فلسفه شرقی - که تقریبا نوعی وصیت نامه بود نوشت .
بعد از چندی بیماری ابن سینا شدت گرفت وی که چندین بار بر این بیماری در بدن دیگران غلبه کرده بود نتوانست این بیماری را در خود درمان کند و در هشتم آبان ماه 415 در شهر همدان رخت از جهان فانی بر بست و او را در همان شهر به خاک سپردن
آثار ابن سینا :
به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار میزیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد.
افزون بر این، ابنسینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشتهاست. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آنها انتساب دانشنامه علائی و رساله نبض بدو مسلم است. آثار فارسی ابنسینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصار کامل نوشته شدهاست
آثار فراوانی از ابنسینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آنها در فهرست نسخههای مصنفات ابن سینا آورده شدهاست. این فهرست شامل شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است.
از مصنفات او:
كتاب المجموع در یك جلد، كتاب الحاصل و المحصول در بیست جلد، كتاب البرّ و الاثم، در دو جلد، كتاب الشفاء، در هجده جلد، كتاب القانون فى الطب، در هجده جلد، كتاب الارصاد الكلیه، در یك جلد، كتاب الانصاف، در بیست جلد، كتاب النجاه، در سه جلد، كتاب الهدایه، در یك جلد، كتاب الاشارات، در یك جلد، كتاب المختصر الاوسط، در یك جلد، كتاب العلائى، در یك جلد، كتاب القولنج، در یك جلد، كتاب لسان العرب فى اللغه، در ده جلد، كتاب الادویة القلبیه، در یك جلد، كتاب الموجز، در یك جلد، كتاب بعض الحكمة المشرقیه، در یك جلد، كتاب بیان ذوات الجهه، در یك جلد، كتاب المعاد، در یك جلد، كتاب المبدأ و المعاد، در یك جلد.
رسالههاى او :
رسالة القضاء و القدر، رسالة فى الآلة الرصدیه، رسالة عرض قاطیغوریاس، رسالة المنطق بالشعر، قصائد فى العظة و الحكمه، رسالة فى نعوت المواضع الجدلیه، رسالة فى اختصار اقلیدس، رسالة فى مختصر النبض به زبان فارسى، رسالة فى الحدود، رسالة فى الاجرام السماویة، كتاب الاشاره فى علم المنطق، كتاب اقسام الحكمه، كتاب النهایه، كتاب عهد كتبه لنفسه، كتاب حىّ بن یقطان، كتاب فى انّ ابعاد الجسم ذاتیة له، كتاب خطب، كتاب عیون الحكمه، كتاب فى انّه لا یجوز ان یكون شىء واحد جوهریا و عرضیا، كتاب انّ علم زید غیر علم عمرو، رسائل اخوانیه و سلطانیه و مسائل جرت بینه و بین بعض العلماء.
فلسفه
• شفا
• نجات
• الاشارات والتنبیهات
• حی بن یقظان
ریاضیات
• زاویه
• اقلیدس
• الارتماطیقی
• علم هیئت
• المجسطی
• جامع البدایع
طبیعی
• ابطال احکام النجوم
• الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد
• فضا
• النبات والحیوان
پزشکی
• قانون
• الادویة القلبیه
• دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه
• قولنج
• سیاسة البدن وفضائل الشراب
• تشریح الاعضا
• الفصد
• الاغذیه والادویه
کتاب قانون یک دایره المعارف پزشگی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفتهاست مانند :مبانی تشریح/اناتومی/ مبانی علامت شناسی/سمیولوجی/داروشناسی وداروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوجی/وغیره.کتاب قانون در سال ۱۳۶۰ توسط مرحوم شرفکندی هژار از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شدهاست. کتاب قانون در دانشگاههای اروپایی وآمریکایی تادو قرن پیش مورد استفاده پزشگان بوده وبه اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست. وبعد از انجیل بیشترین چاپ را داشتهاست. افلاطون مغز و قلب و کبد رااز اعضای حیاتی بدن انسان ذکر کرده بود و لذا این اعضارا مثلث افلاطون /تریگونوم پلاطو/ مینامیدند.ابن سینااعلام نمود که دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است ولذا جمع چهار عضو مذکور را مربع ابن سینا/کوادرانگولا اویسینا / نامیدند. وی همچنین علاقه مند به تاثیرات اندیشه بر جسم بود و آثاری نیز در باب روانشناسی دارد.
موسیقی
پورسینا تئوریدانی دارای دیدگاههای موسیقایی است. او مرد دانش و نه کنش در موسیقی بود ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن میراند که گویی در کنش نیز چیره دست است. گمان میشود پورسینا و فارابی بنیادگذاران نخستین پایههای دانش هماهنگی(هارمونی) در موسیقی بودهاند. آثار موسیقایی پور سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخشهایی از آنها به موسیقی پرداخته شده:
• شفا
• جوامع علم موسیقی
• المدخل الی صناعة الموسیقی
• لواحق
• دانشنامه علایی
• نجات
• اقسام العلوم
: شاگردان ابن سینا
ابن سینا علاوه بر آثار خود چند شاگرد نیز تربیت کرد که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میان شاگردان او این چندتن سرشناسترند
:
ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان شاگرد بسیار معروف ابن سینا است که برخی از آثار او در دست است. وی از زردشتیات آذربایجان بود.ولی بعدها مسلمان شد و کنیهٔ ابوالحسن را برگزید. .چنانکه بسیاری از اراب تواریخ به این مطلب تصریح کرده اند و از نوشتههای خود ابوالحسن بهمنیار از جمله التحصیل چنین مطلبی تایید میشود. یکی از کتابهای ابن سینا به نام المباحث بیشتر شامل جواب سؤالات او است.
ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی از سال ۴۰۳ هجری تا هنگام مرگ ابن سینا پیوسته در خدمت او بودهاست و پس از مرگ او به گردآوری و تألیف آثار او پرداخت. تبحر او در ریاضیات بود.
ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی یکی دیگر از شاگردان مشهور ابن سینا است که رسالةالعشق را ابن سینا به نام او نوشت.وقتی نزاع علمی بوعلی سینا و ابوریحان بیرونی بر اثر برخی گفتارهای ابوریحان منقطع شد معصومی ادامهٔ بحث با ابوریحان را به عهده گرفت. مطالب معصومی به همراه اجوبه ابن سینا و سوالان و ردود ابی ریحان در کتابی به نام اسئله و اجوبه در ایران و لبنان چاپ شده است.
شیخ علی نسائی خراسانی یکی دیگر از شاگردان ابن سینا که ناصر خسرو هم در سفرنامه اش از وی نام میبرد.

فلسفه عشق از دیدگاه ابن سینا
ابن سینا عشق را در مراتب گوناگون هستی از ضعیف ترین درجه تا قوی ترین مرتبه آن، یعنی واجب الوجود جاری دانسته است؛ عشق در هریک از این مراتب از درجات گوناگونی برخوردار است.

هر روح به چیزی میل می کند که با طبیعتش مطابق است و نیرویی مطابق ارزش و استعداد خود پدید می آورد که عشق نام دارد این عشق در همه چیز جریان دارد . پس عشق امری فراگیر و در ضمن دارای مراتب است .
ابن سینا عشق را در مراتب گوناگون هستی از ضعیف ترین درجه تا قوی ترین مرتبه آن، یعنی واجب الوجود جاری دانسته است؛ عشق در هریک از این مراتب از درجات گوناگونی برخوردار است.
به نظر وی راز بقا و تكامل در عشق است. علاوه بر این او با استمداد از ذوق عرفانی و روش فیلسوفانه به اثبات اتحاد عشق و عاشق و معشوق پرداخته و توانسته است تسلط عشق را در پهنه وسیع جهان مدلل دارد.
معنای عشق :
ابن سینا در رساله فی ماهیه العشق میگوید : "عشق در حقیقت خود ، چیزی جز نیکو شمردن امر حسن ( نیک و زیبا ) و جدا ملایم نیست . بر این اساس وی معتقد است که هر یک موجودات چیزی را که ملایم و سازگار خود می یابد تحسین می کند و اگر خود فاقد آن است به سوی آن کشیده می شود . خیر خاص هر موجودی رسیدن به آن چه در حقیقت ملایم اوست یا آن چه گمان می رود که ملایم اوست ، دانسته می شود .
ابن سینا در کتاب قانون خود تعریفی از عشق آورده است ، اما منظور عشق او در آن ، نوعی وابستگی و جذبه ی مالیخولیایی یک انسان به انسان دیگر است . بنابراین ابن سینا در این کتاب ، عشق را نوعی بیماری می داند و به راه های درمانش نیز اشاره می کند . تعریف او در این باره چنین است : " عشق نوعی بیماری مشابه مالیخولیاست که انسان خودش را بدان مبتلا می سازد، بدین طریق که نیکویی و شایستگی برخی صورت ها و شمایل بر اندیشه و فکر مسلط و غالب می شود . "
رابطه ی عشق و ادراک :
خواجه نصیر طوسی در شرح سخنان ابن سینا توضیح می دهد که هر چیزی که خیر در اوست مختار و برگزیده است و ادراک آن چه برگزیده است ، از آن جهت که برگزیده است حب نام دارد ، باید افزود " شدت حب " را عشق می نامند .
هر چه ادراک کاملتر باشد و مدرک خیریت بیشتری داشته باشد ، عشق شدیدتر خواهد بود . ادراک تام و کامل صورت نمی پذیرد ، مگر با وصول تام و کامل .
مراتب عشق :
سخن از مراتب عشق را در مباحث ابن سینا می توان در باب مراتب لذت یافت . لذت مراتبی دارد و در مورد هر لذت برنده و لذت دهنده یی مطابق عالم و حالاتش است . از آنجا که رابطه عاشق و معشوق ، رابطه لذت برنده ( لاذ ) و لذت دهنده ( ملتذ) نیز هست ، مراتب لذت ، مراتب عشق نیز می باشد .
الف) عشق خداوند به خود : این عشق ، بالاترین مرتبه از مراتب عشق است . دلیل این امر از نظر ابن سینا آن است که خداوند متعال بالاترین مرتبه ادراک را داراست هم چنین او بالاترین درجه کمال را دارد تا آن حد که از عدم و امکان که منبع شر هستند به دور است بر اساس نظر خواجه نصیر شدت عشق بر اساس همین دو معیار ادراک و کمال مشخص می شود . بنابراین ، خداوند لذاته بزرگترین عاشق و معشوق و هم چنین بزرگترین لاذ و ملتذ است .
ابن سینا برای توضیح بیشتر خود به تفاوت عشق ( به معنای حقیقی ) و شوق پرداخته است . عشق حقیقی عبارت است از : " شادمانی و بهجتی که از تصور حضور داشتن یک ذات ایجاد می شود ."
اما معنای شوق ، حرکت برای تمام کردن آن ابتهاج است ، هنگامی که صورت از یک جهت تحقق و تمثل یابد . به گونه یی که در قوه خیال تمثل یافته است و از جهت دیگر تمثل نیافته باشد . چنان که پیش می آید که در
حس تمثل نیابد تا به سبب شوق تمثل حسی برای یک امر حسی کامل و تمام گردد . پس هر مشتاق به چیزی دست یافته و به چیز دیگری هم دست نیافته است ، ولی عشق چیز دیگری است . بر این اساس خداوند تعالی منزه از شوق است ، زیرا ممکن نیست چیزی از او غایب باشد
ب ) عشق جواهر عقلی به ذات خداوند و به ذات خود : این عشق دومین مرتبه از مراتب عشق است .
ج ) عشق عاشقان مشتاق : ایشان از آن روی که عاشقند ، چیزهایی یافته اند و از آن لذت می برند و از آن لحاظ که مشتاق ، دچار رنجه هستند. اگر چه چون این رنجه ها از جانب معشوق است برای آنها رنجه هایی لذت بخش است
د ) عشق نفوس بشری در تردد میان جهان ربوی و جهت فرودین
ه ) عشق نفوسی که طبیعت بر آن ها حاکم است
ابن سینا معتقد است عشق در همه ی موجودات جاری است .وی در رساله فی ماهیه العشق آشکارا به این نظر اشاره می کند و یاد آور می شود که عشق به نوع انسان اختصاص ندارد ، بلکه در جمیع موجودات اعم از افلاکیان و عناصر و موالید ثلاث معدن ، نبات و حیوان و دیگر هویات و موجودات جاری و ساری است .
نتیجه گیری :
ابن سینا با توجه به معنای عشق که همان نیکو شمردن امر زیبا و ملایم است . معتقد است که خیر هر یک از موجودات رسیدن به آن چه ملایم اوست می باشد . هر چیزی که خیر موجود در آن است ، برگزیده است و ادراک آن ، از آن جهت که برگزیده است حب نام دارد . شدت حب همان عشق است . هم چنین در ادامه به تفاوت عشق و شوق پرداخته است .
مراتب عشق از دیدگاه وی عبارتند از : عشق خداوند به خود ، عشق جواهر عقلی قدسی به ذات خداوند و به ذات خود ، عشق عاشقان مشتاق ، عشق نفوس بشری در تردد میان جهت ربوبی و جهت فرودین و عشق نفوسی که طبیعت بر آن حاکم است . ابن سینا معتقد است عشق به زیبایی در همه ی موجودات عالم جاری است .

۵ شهریور روز داروسازي كه هم يادآور مجدد عظمت علمي ايرانيان در تاريخ بشري است و هم نويد دهنده توسعه روز افزون تلاشهاي تحقيقاتي داروسازان پژوهشگر و دانشمند كشورمان، بر تمامي اعضاي جامعه داروسازي پیشاپیش مبارك باد.
* اولین كتاب داروسازی در دنیا به دست ایرانیان نوشته شد .
* ایرانیان ، مؤسس اولین داروخانه های دنیا
به مناسبت پنجم شهریورماه ، روز داروسازی

از اوایل قرن پنجم میلادی كه تعصبات مذهبی در اروپا به اوج خود رسیده بود، عده زیادی از پزشكان و داروسازان از اروپا طرد شدند، و ایران را بهترین پناهگاه دانستند و با مساعدت شاهپور اول به خدمت دانشگاه جندی شاپور درآمدند و بالاخره جندی شاپور به مركز تجمع اندیشه های یونان، هند، آسیای غربی و ایران تبدیل شد و علم پزشكی و داروسازی در آن رونق چشم گیر یافت.
برای اولین بار رشته پزشكی از داروسازی تفكیك شد و نیز كتاب های داروسازی و طبی حكمای یونانی چون ارسطو، سقراط و جالینوس در این دانشگاه به فارسی ترجمه شد.
در دانشگاه جندی شاپور تدریس را پزشكان ایرانی، یونانی، سریانی و هندی به عهده داشتند و زبان رسمی این دانشگاه یونانی بود ولی داروسازی به زبان پارسی تدریس می شد. زیرا پزشكان ایرانی در امور داروسازی مهارت خاصی داشتند به طوری كه اولین كتاب داروسازی در دنیا به دست شاپور بن سهل نوشته شد.
در جندی شاپور بالاخره طبی به وجود آمد كه حاصل دانش و تجربیات طب ایرانی، یونانی و هندی بود و طب ایرانی قبل از اسلام نام گرفت. این طب بعدها پایه و اساس طب «ابن سینا» شد .
ظهور اسلام
پس از حمله اعراب در زمان خلافت عمر، جندی شاپور به تصرف ابوموسی اشعری در آمد اما بیمارستان جندی شاپور همچنان برقرار بود تا آن كه منصور دوانیقی سر سلسله خلفای عباسی، جبرائیل بن بختیشوع وعده دیگری از حكما و دانشمندان جندی شاپور را به بغداد برد و با این اقدام خلیفه عباسی ، بغداد كه در آن روز پایتخت كشورهای اسلامی بود، مركز علم پزشكی شد و در زمان مامون قسمت عمده كتاب های علمی فارسی، سریانی و هندی به زبان عربی ترجمه شد.
ترجمه كتب به زبان عربی زمینه را برای پیشرفت علمی سایر دول اسلامی فراهم آورد. در ایران نیز به محض آن كه پادشاهان آل بویه ، در 320 هجری قمری (922 ـ م) استقلال از دست رفته خود را باز یافتند، عضدالدوله پادشاه آن سلسله به بغداد آمد و با وجود خلیفه عباسی عملاً زمام امور ممالك اسلامی را به دست گرفت و به ترویج علم و تاسیس موسسات خیریه پرداخت.
از آن جمله احداث نخستین بیمارستان به نام «بیمارستان عضدیه» در شهر بغداد بود و پس از آن با همت بزرگان ایران نه تنها در بغداد ، بلكه در بسیاری از شهرهای مهم ایران مانند نیشابور، بلخ، بخارا دانشكده و بیمارستان های مهم دایر شد كه بخش داروسازی بیمارستان را «شرابخانه» می نامیدند و یكی از مهمترین بخش های بیمارستان به شمار می رفت و نیز سرپرست بخش داروسازی را «مهتر» می گفتند. بنابراین ایرانیان را باید پایه گذار تشكیلات صحیح داروسازی در بیمارستان دانست. یكی از مهمترین و معروفترین آنها بیمارستان و مدرسه نظامیه است كه به همت وزیر لایق ایران، خواجه نظام الملك طوسی دایر شد. (نیمه اول قرن هفتم) كه بزرگترین علمای آن روز در این مدارس تربیت یافتند. چنانكه شیخ مصلح الدین ، سعدی شیرازی به شاگردی در این مدرسه افتخار می كرد.
ابوبكر محمد بن زكریای رازی
زكریای رازی در سال 250 هجری قمری در ری متولد شد و با كشف الكل و سولفورهای مس و آهن، انقلابی بزرگ در علم پزشكی و شیمی به وجود آورد به همین دلیل یكی از دانشمندان بزرگ جهان محسوب می شود.
وی كتاب های فراوانی درباره بیماری ها و استفاده از داروهای گیاهی نوشت و برای رفع بسیاری از بیماری ها، بادكش و حجامت را تجویز می كرد.
رازی بیش از دویست جلد كتاب دارد كه مهمترین آن كتاب «الحاوی» است. این كتاب یكی از آثار بزرگ پزشكی است كه تا اوایل قرن اخیر در اروپا تدریس می شد.
«الحاوی» شامل همه نظرات پزشكی قبل از خود است و به قول مورخان اروپایی بزرگترین دایرة المعارف طبی به زبان عربی است اما عمر زكریای رازی مهلت نداد تا آن را به اتمام برساند.
412 صفحه از كتاب «الحاوی» درباره داروسازی است و نیز یكی از آثار ارزنده رازی كتابی است كه در موزه آستان قدس موجود است. او در این كتاب شكل گیاهان دارویی را نیز ترسیم كرده است.
تولید گیاهان دارویی ، ادوات ساخت داروهای گیاهی و تاسیس داروخانه
به موازات پیشرفت های چشمگیر در علوم دارو گیاهی، مصارف آن در میان مردم نیز افزایش می یافت و تولید این نوع گیاهان شغل پردرآمدی برای تولید كنندگان محسوب میشد.به طوری كه در اواخر قرن پنجم هجری، تولید و صدور گیاهان دارویینقشعمده ایدر تامین درآمد مردم داشت .
بدین سبب ایرانیان را ابداع كننده داروخانه یا داروسازی در بیمارستان ها می نامند. شیخ فریدالدین عطار یكی از حكماء و عرفای نامی ایران، مدت ها به این حرفه اشتغال داشت و موفق به ساخت انواع هاون، ظروف و ابزارهای داروسازی شد. وی توانست تحولات تازه ای در صنعت داروسازی و تركیبات آن به ارمغان آورد.

پنجم شهریور، روز بزرگداشت زکریای رازی است. به پاس زحمات و کشفیات این حکیم و شیمیدان بزرگ ایرانی در عرصه داروسازی، روز بزرگداشت وی، روز داروسازی نام نهاده شده است.
از مهمترین کشفیات این طبیب، شیمی دان و فیلسوف بزرگ، الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) می باشد. وی در دوران جوانی به زرگری و کیمیاگری می پرداخت که در اثر کار زیاد با مواد شیمیایی از ناحیه چشم آسیب دید؛ به همین دلیل به پزشکی روی آورد.
از آنجا که این دانشمند ایرانی اغلب کتاب های خود را به زبان عربی نوشته است، میان غربی ها به جالینوس عرب، شهرت می یابد. نوشته های رازی را تا ۲۷۱ کتاب، مقاله و رساله برشمرده اند، که از میان آنها پنجاه و شش جلد کتاب تنها در زمینه های مختلف طب می باشد. ابن سینا، رازی را در طب بسیار عالی می دانسته و در تالیف کتاب قانون از «حاوی» رازی استفاده برده است.
رازی از جمله پزشکانی است که از نظریات وی در طب امروزی نیز استفاده می شود. به عنوان مثال وی درمورد سنگ های کلیه و مثانه، کتاب هایی نوشته است و حتی در صورت عدم مداوا جراحی را لازم دانسته است.
در کتاب «منافع الاغذیه و مضارها» رازی به اهمیت تغذیه در درمان بیماریها بسیار تاکید داشته و درمورد ورزش و تاثیر آن بر هضم و گوارش غذاها اشاره نموده است.
محمد بن زکریای رازی در سال ۲۵۱ قمری در ری متولد شد و در سال ۳۱۳ دار فانی را وداع گفت.

