۱.القاب حضرت معصومه
به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است. در این زیارت نامه ها القاب زیر برای ان مخدره ذکر شده است :

طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضیه (خشنود از خدا)؛ مرضیه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیه مرضیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدة نساء العالمین (سرور زنان عالم). همچنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه عنوان شده است.

۲.عنایت حضرت به زوّار مرقدش

آقای شیخ عبدالله موسیانی از حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل کردند:


«شب زمستانی بود که من دچار بی خوابی شدم; خواستم حرم بروم; دیدم بی موقع است;
آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد، خواب نمانم
در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد .

قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی کنم .
او به من فرمود: «سید شهاب! بلند شو و به حرم برو، عده ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاک می شوند، آنها را نجات بده .»

ایشان می فرماید: «من به طرف حرم راه افتادم; دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه) عده ای زوار اهل پاکستان یا هندوستان (با آن لباسهای مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می لرزند

در را زدم، حاج آقا حبیب - که جزو خدام حرم بود - با اصرار من در را باز کرد; من از مقابل (جلو) و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و در کنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند; من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم . (1)

پی نوشت:
1- فروغی از کوثر، نشر زائر، ص 58-59

۳.احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها
قال الصادق علیه السلام:

انّ للّه حرماً و هو مكه ألاانَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا و ان لامیرالمؤمنین علیه السلامحرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیهابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسىعلیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم؛ خداوند حرمى دارد كهمكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمىدارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از هشت در بهشت سه در آن به قمباز مى‌شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى‌رود كه اسمش فاطمه دخترموسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى‌شوند.
یكسال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر وادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگانبه طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام اللهعلیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمانمى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گربنى‌عباس اظهار مى‌كرد.
عن سعد عن الرضا علیه السلام قال:
یا سعد من زارها فله الجنةثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا علیه السلام: عن سعدبن سعد قال: سالتاباالحسن الرضا علیه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر علیه السلام فقال:
من زارها فله الجنة.
امام رضا علیه السلام فرمود: كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .
عن ابن الرضا علیهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة .(1)
امام جواد علیه السلام: كسى كه عمه‌ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .
امام صادق علیه السلام:
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة.(2)
امام صادق علیه السلام: كسى كه آن حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .
امام صادق علیه السلام:
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم»(3) ؛ آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است .

جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها
لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى»(4) ؛ «هر كس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است
این لقب، كه از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:
هر كس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت كند كه ثواب زیارت مرا در مى‌یابد.(5)
دیگر حضرت معصومه سلام اللهعلیها «كریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یكى ازبزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اینرؤیاى صادقانه بدین شرح است :
مرحوم آیة اللّه سیّدمحمودمرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیارعلاقه‌مند بود كه محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را بهدست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از بهپایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت كرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّسحضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

امام به ایشان فرمودند:
«عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ»؛ یعنى به دامان كریمه اهل بیت چنگ بزن.
ایشان به گمان این كه منظورامام علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض كرد: «قربانت گردم،من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتربه زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قماست.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهراسلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیهارا تجلّى‌گاه قبر شریفحضرت زهرا سلام الله علیهاقرار داده است. اگر قراربود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوندهمان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها دادهاست.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفربربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وىبى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت كریمهاهل‌بیت ترك كرد.(6)

پی‌نوشت‌ها:
1- كامل الزیارة.
2- بحارالانوار، ج 48، ص 307.
3- بحارالانوار، ج 60 ص 216.
4- ناسخ التواریخ، ج 3، ص 68، به نقل از كریمه اهل‌بیت، ص 32.
5- زبدة التصانیف، ج 6، ص 159، به نقل از كریمه اهل بیت، ص 3.
6-کریمه اهل‌بیت، ص

۴.زندگینامه حضرت معصومه سلام الله علیها

گذری بر زندگانی مریم اهل بیت

نام شریف آن بزرگوار فاطمه ومشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرتموسى بن جعفر علیه السلام و مادر مكرمه‌اش حضرت نجمه خاتون سلام اللهعلیها است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه سلام اللهعلیها با حضرت رضا علیه السلام از یك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اولذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه درهمان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهربغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بنموسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.
در سال 200 هجرى قمرى در پىاصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به مروانجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراهببرند راهى خراسان شدند.
ولادتآن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شدهاست. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامىخود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادربزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.
یك سال بعد از هجرت برادر، حضرتمعصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیامولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد ودر هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود كه آن حضرتنیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها پیام مظلومیت و غربتبرادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‌رساندند و مخالفت خود واهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گر بنى‌عباس اظهار مى‌كرد. بدینجهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت كه ازپشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهانحضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند،حتى بنابر نقلى حضرت معصومه سلام الله علیها را نیز مسموم كردند.
به هر حال، یا بر اثر اندوهو غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومهسلام الله علیها بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراساننبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كهمى‌فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرتبخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند؛ و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى‌كشید و عده فراوانىاز مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 201 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلىكه امروز «میدان میر» نامیده مى‌شود شتر آن حضرت در مقابل در منزل «موسىبن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت 17 روز دراین شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگارمتعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه سِتّیه به نام «بیت النور» هماكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربیعالثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال 201 هجرى پیش از آن كهدیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراواندیده از جهان فرو بست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم باتجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بیرون شهر و بهنام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین كه قبر مهیا شد در این كهچه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاهدو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعتنزدیك آمدند و پس از خواندن نماز یكى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسدپاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگویند بر اسب‌هاى خود سوار و از محل دور شدند.
آنبزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت وراز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه بهنام «بیت النور» هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
بنا به گفته بعضی از علما به نظرمى‌رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا و امام جوادعلیهماالسلام باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیاءالهی انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه سلامالله علیها موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تااین كه حضرت زینب فرزند امام جواد علیه السلام به سال 256 هجرى قمرى اولینگنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدین سان تربت پاك آنبانوى بزرگوار اسلام قبله‌گاه قلوب ارادتمندان به اهل‌بیت علیهم السلام ودارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.

۵.چرا با اينكه ازدواج در اسلام خيلي سفارش شده است حضرت معصومه ازدواج نكرد ؟

اهميت ازدواج در اسلام

پيش از ورود به مبحث اصلي اين مقاله، بايد ياد آورشويم که در اسلام بر امر ازدواج تأکيد و سفارش فراوان شده است؛ تا آنجا که در قرآن، اين معجزه ماندگار الهي، آيات متعددي در اين باره وجود دارد؛ از جمله مي‌فرمايد: )وَأَنْکِحُوا اْلأَيامى مِنْکُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ يَکُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَليم(؛ «بايد مردان بي زن و زنان بي‌شوهر و کنيزان و بندگان خود را به نکاح درآوريد. اگر آنان فقير باشند، خداوند آنان را از فضل خويش بي‌نياز خواهد ساخت؛ زيرا خداوند وسعت دهنده و داناست».


خداوند در آيه ديگري مي‌فرمايد:« و از نشانه‌هاي او (خداوند) اينکه همسراني از جنس خود شما براي شما آفريد، تا در کنار آنها آرامش يابيد و در ميان شما مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‌هايي است براي گروهي که تفکر کنند».

در روايات نيز تعبيرات تأمل برانگيزي دربارة ازدواج آمده است که به راحتي نمي‌توان از کنار آن گذاشت. پيامبر اکرم فرمود:«اَلنِّکاحُ سُنَّتي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتي فَليس مِنّي؛ ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نيست».

زني به امام باقرعرض کرد: من زن تارک دنيا هستم. حضرت فرمود: منظورت از ترک دنيا چيست؟ عرض کرد: نمي‌خواهم هرگز ازدواج کنم. حضرت پرسيد: چرا؟ عرض کرد: دنبال کسب فضيلت هستم. حضرت فرمود: از اين کار دوري کن. اگر در اين کار فضيلتي بود، فاطمه از تو به آن سزاوارتر بود. هيچ کس نيست که در فضيلت بر او سبقت گيرد.

آن حضرت در جاي ديگر فرمود:« ما بُنيَ فِي الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِي اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزويجِ؛ هيچ بناي در اسلام محبوب‌تر و عزيز‌تر از ازدواج در نزد خداوند نيست».

از طرف ديگر، عزب بودن و مجرد زندگي کردن به شدّت نکوهش شده است. پيامبر اکرم فرمود:« شَرارُکُمْ عُزَّابُکُمْ، رَکْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَيْرٌ مِنْ سَبعينَ رکْعَةً مِنْ غيْرِ مُتَأهِّلٍ؛ بدترين شما، عزب‌ها (و بي همسران) هستند. دو رکعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد رکعت نمز غير متأهل».

حال اين پرسش رخ مي‌نمايد که حضرت معصومه با آن مقام علمي و آگاهي‌اي که از دستور‌هاي اسلام و سنّت پيامبر اکرم داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکيل خانواده نداد؟ از طرف ديگر، بر اثر موقعيت علمي و معنوي و زيارتي آن حضرت، بسياري از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه براي خود پذيرفته‌اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه‌اي براي فرار از ازدواج باشد.

اين نکته را هم اضافه کنيم که نه تنها حضرت معصومه ازدواج نکرد، بلکه هيچ يک از دختران موسي بن جعفر ازدواج نکردند.

بررسي نظريات مختلف

احتمالات و نظريات مختلفي براي ازدواج نکردن آن حضرت بيان شده است که به برّرسي و صحت و سقم هر يک مي‌پردازيم.

1. وصيّت امام موسي بن جعفر

يکي از احتمالات که در واقع يکي از پاسخ‌ها به پرسش فوق است، اين است که خود حضرت موسي بن جعفر به دخترانش وصيت کرده تا ازدواج نکنند!

ابن واضح يعقوبي طرفدار اين نظريه است. سخن او در اين باب چنين است: «موسي بن جعفر را هيجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علي‌رضا، ابراهيم، عباس، قاسم، اسماعيل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبيدالله، حمزه، زيد، عبدالله، اسحاق، حسين، فضل و سليمان.

موسي بن جعفر وصيت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هيچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در اين‌باره ميان قاسم و خويشاوندانش جريان سختي پيش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وي دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتي بسته شده براي محرميّت در مسير رفتن به حج رفتن منظوري نداشته است».

در پاسخ به سخنان يعقوبي اولاً، بايد گفت: چنين وصيّتي برخلاف سنت رسول الله و سيرة امامان اهل بيت عصمت و طهارت: است و هرگز چنين وصيتي از امام معصوم صادر نمي‌شود.

ثانياً، متن وصيت حضرت موسي بن جعفر غير از آن چيزي است که يعقوبي ادّعا دارد. براي قضاوت در اين زمينه، ابتدا متن وصيت حضرت را مرور مي‌کنيم. ابراهيم بن عبدالله از موسي بن جعفر نقل کرده که آن حضرت جمعي را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهيم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصيت خود شاهد گرفت و فرمود: «اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِيَّتي ... اَوصَيْتُ بها اِلي عَلَيٍٍّ اِبْني ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ يُزَوِّجَ أختَهُ فَلَيْسَ لَهُ اَنْ يُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا يُزَوِّجَ بَناتي اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأيِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالي وَ رَسُولَهُ 9 وَ حادُّوهُ في مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ يَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ يَتْرَکَ تَرَکَ...؛ شاهد مي‌گيرم آنها را که اين وصيّت من است که به فرزندم علي وصيت کرده‌ام... (از جمله وصيتم اين است) اگر مردي از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، اين حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علي) و نه دختران من (حق دارند) که يکي از خواهران خود را شوهر دهند و يا مادران آنها و نه سلطاني، و نه کاري براي آنها انجام دهد، مگر اينکه با نظر و مشورت او (علي) باشد. اگر بدون اجازه او به چنين کاري اقدام کنند، به راستي با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده‌اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه‌تر است. اگر خواست به کسي شوهر دهد، شوهر مي‌دهد و اگر خواست رد کند، رد مي‌کند».

در اين وصيت‌نامه، حضرت موسي بن جعفر با صراحت به فرزندان اعلام مي‌دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه‌تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا نیست؛ سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا باید نظارت داشته باشد.

بنابراین نظریه یعقوبی بی‌اساسی است و نمی‌توان بر آن اعتماد کرد و به همین جهت، برخی محققین صریحاً سخن یعقوبی را مجعول و بی اساس دانسته‌اند.

2. همتا نداشتن

نظریه دوم این است که دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه از نظر کمال علمی و معنوی در حد بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمی‌شد و یکی از اموری که در تزویج دختر مورد توجه قرار می‌گیرد، هم کفو بودن است.

این نظریه نیز نمی‌تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه را«کفو» یکدیگر می‌دانستند. از پیامبر اکرم نقل شده است که آن حضرت فرمود:« هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می‌پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می‌شود».

ثانیاً، در عصر امام کاظم جوانان شایسته‌ای از تبار امام حسن مجتبی و حضرت سیدالشهدا و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند که می‌توانستند همسران مناسب برای آنان باشند.

3. اختناق هارونی

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود که حتی کسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر مراجعه کند، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر داشته باشد؛ چرا که همین ارتباط نسبی زمینه‌ای را فراهم می‌ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینکه هارون در مواردی تظاهر به دینداری می‌کرد، ولی ستمگری بی‌رحم بود. یکی از مورّخین می‌گوید:«هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک می‌ریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالم‌تر بود». و همین مرد «دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند».

شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر می‌بردند و کوچک‌ترین حرکاتشان زیر نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: « این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثه‌ای که برایت پیش می‌آید، به کار می‌آید».

چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا کرده است. هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد. او گفت: آن را در بقچه‌ای نگه داشته‌ام. هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت کننده‌ای را درباره تو باور نخواهم کرد.

این گونه قضایا نشان می‌دهد که ارتباط موسی بن جعفر کنترل می‌شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می‌داد. بعد از شهات امام وحشت بیشتری بر مردم حاکم شد و حضرت رضا نیز تحت نظر قرار‌گرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال، حضرت معصومه و جعمعی از برادران او به خراسان حرکت کردند، اما در راه، حضرت معصومه پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت.

بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود که باعث شد احدی جرئت نکند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد. از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا به خراسان و دورافتادن از خواهراین هم مزید بر این علت بود.