زينب (س) در تمام مدت خلافت پدر در کوفه، همراه او بود. تا اين که شهادت پدر زانوانش را سست کرد و آشيانه اميدش را ويران ساخت. زينب آرام و قرار نداشت. مدام درکنار دو برادرش بود. تمام همّ و غم زينب شده بود حسن (ع) و حسين (ع). ولي اندک زماني نگذشت که دوباره لباس عزا بر تن کرد و در غم فراق برادر گريست. بعد از شهادت حسن مجتبي (ع) تمام دل‌خوشي زينب (س)، حسين (ع) بود؛ به قامت او که مي‌نگريست، تمام غم‌هايش را فراموش مي‌کرد. با مرگ معاويه و سلطنت يزيد، سايه شومي بر فراز مدينه سايه افکند و زينب (س) دانست که سرنوشت، روزهاي سختي را برايش رقم خواهد زد.
شب 27 رجب سال 91 ه.ق امام حسين (ع) راهي مکه شد و عقيله بني‌هاشم همراه برادر به حرم امن الهي مهاجرت کرد و شب جمعه سوم شعبان به سلامت به مکه رسيد. ولي تقدير براي زينب (س) دلهره و تشويش را رقم زده بود؛ کاروان بني هاشم عازم کوفه شد. اما نه زنيب (س) مي‌دانست اين کاروان به کوفه نمي‌رسد و نينوا به خون سرخ فرزندان آل طه متبرک خواهد شد ...